ميدونم هنوز خيلي ها ميخوان ببينن اوضاع ايران چي ميشه؟
يا بهتر بگم اميدوارن که اتفاقات خوبي بيوفته!
اما بهتره خودمون رو گول نزنيم! منتظر اعلام نظر شوراي نگهبان موندن خيلي مسخره است، همين طور شايعاتي در مورد تشکيل مجلس خبرگان براي ايجاد شوراي رهبري کاملا بي معنيه! چرا بايد دلخوش به اين باشيم که شوراي نگهبان انتخابات رو باطل کنه؟ اصلا گيرم که باطل کرد. چه کسي دوباره انتخابات رو برگزار ميکنه؟ وزارت کشور! پس چه فرقي داره انتخابات باطل بشه يا نشه!! شايعات مجلس خبرگان هم تنها خنده داره!
تنها اميدواري به مردم بود که اون هم ديشب با ديدن ترافيک ماشينها براي رفتن به دربند و عشق و حال کردن از بين رفت!!! فکر ميکنم هنوز خيلي زمان مونده تا اکثريت مردم جامعه با هم، هم صدا بشن! اينو ميشه از پوشيدن لباس سياه مردم هم فهميد. تو خيابون که راه ميرم شايد از هر 50 نفر 1 نفر لباس سياه پوشيده باشه! شايد بعضي ها بگن اين که نشونه نيست و بعضي ها ممکنه سياه نپوشن! اما همين نرخ در زمان عاشورا و ... به از هر 50 نفر 20 نفر تغيير ميکنه! بنابراين به نظر من هنوز کساني که حاضرن از حقشون دفاع کنن زياد نيستن.
به نظرم اعتصابات عمومي هم با اين جو شکل نخواهد گرفت و تنها براي تک و توک افرادي که بهش عمل ميکنن دردسرساز خواهد شد.
بنابراين از نظر من مسئله تمام شده است و بايد به آينده نگاه کرد.
البته حتي در همين حد هم به نظرم پيروزي از آن ماست و پيامدهاي مثبت اين احقاق حقوق خيلي زيادن که به مرور خودشون رو نشون ميدن.
اما من داغدار خونهايي هستم که ريخته شد و نگران کساني که دربندند. بغض دارم و حس تنفر بيش از پيش. عروسي يکي از دوستام به دليل همين مسائل به هم خورد. تا قبل از اينکه به هم بزنن چيزي نگفتم. اما امروز که ديدمش بهش گفتم: خوب کاري کردي، کسي حس عروسي و شادي نداره اين روزا.
يا بهتر بگم اميدوارن که اتفاقات خوبي بيوفته!
اما بهتره خودمون رو گول نزنيم! منتظر اعلام نظر شوراي نگهبان موندن خيلي مسخره است، همين طور شايعاتي در مورد تشکيل مجلس خبرگان براي ايجاد شوراي رهبري کاملا بي معنيه! چرا بايد دلخوش به اين باشيم که شوراي نگهبان انتخابات رو باطل کنه؟ اصلا گيرم که باطل کرد. چه کسي دوباره انتخابات رو برگزار ميکنه؟ وزارت کشور! پس چه فرقي داره انتخابات باطل بشه يا نشه!! شايعات مجلس خبرگان هم تنها خنده داره!
تنها اميدواري به مردم بود که اون هم ديشب با ديدن ترافيک ماشينها براي رفتن به دربند و عشق و حال کردن از بين رفت!!! فکر ميکنم هنوز خيلي زمان مونده تا اکثريت مردم جامعه با هم، هم صدا بشن! اينو ميشه از پوشيدن لباس سياه مردم هم فهميد. تو خيابون که راه ميرم شايد از هر 50 نفر 1 نفر لباس سياه پوشيده باشه! شايد بعضي ها بگن اين که نشونه نيست و بعضي ها ممکنه سياه نپوشن! اما همين نرخ در زمان عاشورا و ... به از هر 50 نفر 20 نفر تغيير ميکنه! بنابراين به نظر من هنوز کساني که حاضرن از حقشون دفاع کنن زياد نيستن.
به نظرم اعتصابات عمومي هم با اين جو شکل نخواهد گرفت و تنها براي تک و توک افرادي که بهش عمل ميکنن دردسرساز خواهد شد.
بنابراين از نظر من مسئله تمام شده است و بايد به آينده نگاه کرد.
البته حتي در همين حد هم به نظرم پيروزي از آن ماست و پيامدهاي مثبت اين احقاق حقوق خيلي زيادن که به مرور خودشون رو نشون ميدن.
اما من داغدار خونهايي هستم که ريخته شد و نگران کساني که دربندند. بغض دارم و حس تنفر بيش از پيش. عروسي يکي از دوستام به دليل همين مسائل به هم خورد. تا قبل از اينکه به هم بزنن چيزي نگفتم. اما امروز که ديدمش بهش گفتم: خوب کاري کردي، کسي حس عروسي و شادي نداره اين روزا.
+ نوشته شده در سه شنبه 2 تیر1388ساعت 15:19  توسط حنیف
|
