تبليغاتX
بی فایده - با اجازه آقاي کروبي!

بی فایده

آقاي کروبي، باور کنيد در عرض اين يک ماه شديدا در فکر انتخاب کانديداي بهتر بودم. البته خب بين دونفر يعني شما و آقاي موسوي.
آقاي کروبي، مي دانم که شما اصلاح طلب تر از موسوي هستيد. اصلا موسوي شايد اصلاح طلب نباشد و به قول خودش اصولگراي اصلاح طلب. اما به نظر من ما در حال حاضر دقيقا به کسي نياز داريم که در هر دو جناح پايگاه داشته باشد.
آقاي کروبي، مي دانم که شما کسي هستيد که بارها در مورد مسائل مختلف مملکت که کسي جرات اظهار نظر نداشته، صحبت کرده ايد و بيانيه داده ايد. مانند مسئله درويشان اصفهان که تنها شما بوديد که آن را محکوم کرديد.
آقاي کروبي، من از سياست خيلي چيزي نمي دانم. پس بايد به اطرافم نگاه کنم. به کساني که از شما حمايت مي کنند و به کساني که از موسوي. به تيم شما و تيم موسوي. اطراف شما آدمهاي بزرگي هستند مانند کرباسچي، ابطحي، عبدي، سروش و ... و جمعيت ادوار تحکيم وحدت. برايم سوال بزرگي بود و هست که چرا ابطحي به اردوي شما پيوست؟ کسي که شايد از همه بيشتر يار خاتمي بود. يعني کسي که در اکثر مواقع پيرو خاتمي و سياست هاي او بود. البته دلايل آقاي ابطحي را در وبلاگش خوانده ام ولي باز سوال من بي پاسخ است. همين ها بود که تصميم گيري را براي مني که به دليل ناآشنايي با سياست خود قدرت تشخيص ندارم را سخت کرده بود. اما بگذاريد که بگويم از ديد من بودن جمعيت ادوار تحکيم وحدت با شما خيلي مثبت نيست. چرا که همين گروه بودند که 4 سال پيش مدافع تحريم انتخابات بودند و حال دارند از شمايي حمايت مي کنند که 4 سال پيش هم کانديد بوديد. اما در طرف موسوي نيز تشکل ها و شخصيت هاي مهمي هستند. بزرگترين شان آقاي خاتمي است که واقعا براي من وزنه بزرگي است. شايد به بزرگي تمام اطرافيان شما.
آقاي کروبي، مي گويند شما تنها کسي هستيد که برنامه مشخصي براي کار خود داريد. نمي دانم چرا من متوجه اين برنامه ها نمي شوم؟ از ديد من شما تنها ايده داريد. همان طور که بقيه دارند. شايد فرق شما در اين باشد که ايده هاي مشخص تر با جزئيات دقيق تر داريد. مثلا در مورد سهام نفت ايده داريد نه برنامه. برنامه يعني انجام کارهاي مختلف با ترتيب مشخص و زمان بندي مشخص براي رسيدن به هدف مورد نظر. آيا شما مي دانيد مراحل اجرايي طرحتان چيست؟ آيا مي دانيد موانعي که سر راه اجراي اين طرح داريد چيست؟ هيچ فکر کرده ايد که معمولا بزرگترين مافياها در بزرگترين تجارتها حضور دارند و نفت بزرگترين تجارت ايران است؟ از نظر من تنها کانديداي با برنامه در اين دوره محسن رضايي است. کسي که راجع به تمام بخش هاي صنعت، سياست، کشاورزي، فرهنگي و ... مي داند چه کاري مي خواهد انجام دهد. يعني اگر سابقه اين آقا را کنار بگذاريم، گزينه مطلوبي براي راي دادن است.
آقاي کروبي، اطرافيان و يا حاميان مردمي شما براي بالابردن راي شما خيلي تلاش مي کنند. از تبليغ مثبت گرفته تا منفي. انتقاد شما از دولت شروع شد اما ظاهرا دارد يقه بقيه را هم مي گيرد. طوري که من فکر مي کنم شما خود را تافته جدا بافته مي دانيد! قرار نبود و ظاهرا نيست که شما با موسوي ائتلاف کنيد بنا به دلايلي که منطقي به نظر مي رسد. اما قرار هم نبود موسوي را بکوبيد. البته شايد مخاطب اين حرف من شما و تيم شما نباشد و بيشتر طرفداران شما باشند. کساني که چند وقتي است که اين دولت را ول کرده و تمام سعي و تلاش خود را براي بازگويي نقاط منفي موسوي گذاشته اند. حتما مي دانيد، اعدامهاي سال 67 مهمترين شان هست. اما برايم جالب است که اين برخورد از طرف طرفداران موسوي انجام نشده. طوري که حتي آدم يادش مي رود که اگر بنا به رو کردن نقاط سياه کارنامه اشخاص باشد خود شما هم از اين نقاط سياه داريد. اما بگذاريد من هم مانند طرفداران مو سوي از نام بردن آنها خودداري کنم. اما مي توانم بگويم که اگر قرار باشد با گذشته افراد به داوري حال بنشينيم فاتحه اصلاحات به کل خوانده است. مگر سردمداران اصلاحات ايران مانند: حجاريان، گنجي، نوري، عبدي و ... خود در ابتداي انقلاب چه کاره بودند؟ برايم جالب است که حتي به دانشگاه الزهرا که روزي همسر آقاي موسوي رئيسش بوده اعتراض مي کنند!!
آقاي کروبي، چه اتفاقي افتاده که حتي خود شما نيز در سخنراني هايي خاتمي و موسوي و حاميانشان را تهديد به افشاگري ميکنيد؟ آيا مي خواهيد با اين کار خود را از اکثريت جريان اصلاح طلب جدا کنيد؟ آيا تخريب جناح راست و اصولگرا کافي نيست؟ آيا با اين کار وارد بازي که آنها مي خواهند نشده ايد؟ باور کنيد يکي از غم انگيز ترين روزهاي من در جريان اين انتخابات نه ديدار رئيس جمهور پيشين با ژاک شيراک بوده و نه کناره گيري خاتمي. بلکه روزي بود که شنيدم در يکي از سخنرانيهايتان خاتمي و موسوي را تهديد کرده ايد.
آقاي کروبي، فيلم شما را ديدم. فيلم آقاي موسوي را هم ديدم. شما حتما بهتر از من مي دانيد که درصد بالاي راي در چه قشري است؟ قشر روشن فکر و تحصيل کرده و دانشجو يا قشر متوسط رو به پائين و کارگر و بي سواد؟ مي گويند فيلم موسوي مثل فيلم احمدي نژاد بود! من هم قبول دارم اما نه به عنوان نقطه ضعف بلکه به عنوان نقطه قوت. موسوي با فيلمش دقيقا اقشاري را هدف گرفت که رئيس جمهور فعلي روي آنها حساب باز ميکند. اما شما؟ آيا لازم است که مدام در سخنان خود از سابقه طولاني خود در سياست و مديريت بگوييد؟ آيا کسي سوابق شما را نمي داند؟
آقاي کروبي، شايد کارشناسان روان شناس شما به شما گفته باشند که جمله تاکيدي مثبت بر ضمير ناخودآگاه افراد تاثير ميگذارد اما آيا همان کارشناسان به شما نگفته اند که جمله "به کروبي راي بدهيد" همانقدر که تاثير مثبت دارد، تاثير منفي هم ميگذارد؟ و يا سعي گوينده فيلم شما در خودماني شدن با بيننده بيشتر زننده و مسخره است تا جلب کننده. نمي دانم وقتي خود شما جمله " باز هم مي پرسيد براي چه به کروبي راي بدهيم؟ ديگر داريد مرا عصباني مي کنيد"!!! مي شنويد چه احساسي پيدا مي کنيد؟
آقاي کروبي، در مديريت آقاي کرباسچي شکي ندارم. کرباسچي، تهران را از اين رو به آن رو کرد. جنوب شهر تهران را احيا کرد. هر جايي گير آورد يا فضاي سبز درست کرد يا زمين ورزش و بازي. دادگاه او هم از نظر من تنها نمايش قدرت حاکمان بود نه حقيقت. اما، من اگر جاي کارگردان بودم حتي اگر واقعا آقاي کرباسچي ناخودآگاه در آن صحنه اشک از چشمانش سرازير شده باشد، مسلما اين صحنه را تدوين حذف مي کردم. شما که مي گوييد در بطن جامعه بوديد و هستيد حتما بهتر از من مي دانيد که کرباسچي کماکان تنها در قشر روشنفکر و دانشجو و تحصيل کرده ما فردي سالم و مديري لايق به  حساب مي آيد و خيلي ها هنوز اعتقاد دارند که کرباسچي يک مدير بي لياقت و فردي فاسد بوده که از سمت شهردار بودن خود سو استفاده مي کرده است. البته با اين که من از اين صحنه خوشم نيامد ولي ظاهرا کار خودش را کرده و توانسته نظر بعضي ها را جلب کند.
آقاي کروبي، از سوابق خود ميگوييد و به زعم خود بهترين گزينه براي رياست جمهوري هستيد. واقعا تعجب ميکنم که سوابق آقاي موسوي را ناديده مي گيريد! ويا شما هم استدلال عجيب و غريب مخالفان موسوي و موافقان اصلاحات را مي آوريد که مي گويند" موسوي در دوران نخست وزيري اش تاثير خاصي نداشته و کشور بدون حضور او هم همانطور اداره ميشد"! چطور سوابق 8 سال نخست وزيري، موسوي را به هيچ مي گيريد؟ آن هم دوراني که به خاطر جنگ از سخت ترين دورانها از نظر مديريت کشور بود. عضو شوراي انقلاب ، وزير امور خارجه ، نخست وزير ، عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام ، مشاور سياسي ومشاور عالي رييس جمهور ، عضو شوراي عالي انقلاب فرهنگي ، رييس فرهنگستان هنر و ... آيا نشان از بي تجربگي آقاي موسوي يا پرت بودنش از اوضاع مملکت دارد؟
آقاي کروبي، شما با رفتارهاي خود مانند شکستن درب دانشگاه و با صحبت هاي بي پرواي خود راجع به دانشجويان ستاره دار، نظارت استصوابي، حقوق زنان و ... خوب توانسته ايد حمايت بخشي از جامعه که خواسته هاي اوليه شان اين مسائل است جلب کنيد ولي آيا فکر ميکنيد کل اين جمع از پنج ميليون نفر آرايي که 4 سال پيش به معين راي داده اند بيشتر است؟ بله من هم با حرفهاي شما هيجان زده مي شوم. من هم خوشم مي آيد که کسي در تلويزيون راجع به دانشجويان ستاره دار و نفي نظارت استصوابي حرف بزند. اما آيا اين کافي است؟
آقاي کروبي، باور کنيد مادر من مي خواست مناظره شما را تماشا کند. اما وقتي ديد در جواب سوال اول مجري در مورد اولويت کاري شما تمام 10 دقيقه خود را به تعريف و تمجيد ازخودتان پرداختيد، بقيه مناظره را نديد.
آقاي کروبي، با اجازه شما مي خواهم به موسوي راي بدهم. به خاطر اينکه فکر ميکنم به آرامش نياز دارم و اوضاع اقتصادي، سياسي و اجتماعي و فرهنگي ما طوري است که فقط با همدلي و همراهي اکثريت گروهها و جناح ها قابل ترميم است و طرز رفتار و گفتار شما نشانه اي از آرامش ندارد. بگذاريد اصلاحات همان روند کند و حتي بعضي مواقع ساکن خود را طي کند.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 خرداد1388ساعت 16:44  توسط حنیف   |