تبليغاتX
بی فایده - وقتي که ما ميخوابيم آقا پليسه بيداره!!!

بی فایده

بعد از مدتي رفتم سينما. به نظرم آخرين فيلمي که رفتم دعوت بود و يا کنعان. البته بعد از اينها هم فيلم خوبي نبود که آدم بخواد بره ببينه. هرچند دوست داشتم چهارچنگولي رو ببينم!! ولي نشد. تا اينکه جناب بيضايي فيلم جديدشون رو اکران کردن و ما رو مجاب به رفتن سينما! حالت روايي فيلم شبيه اکثر کارهاي قبليش بود. يعني تا يه 15-20 دقيقه اول فيلم هي يه سري اتفاقات ميوفته و همه چيز تو هاله اي از ابهام قرار داره و بيننده رو دچار گه گيجه ميکنه و بعد يواش يواش ميفهمين چي به چيه! براي همين همون اوايل فيلم يکم داشت اعصابم به هم ميريخت از اينکه نميتونم تشخيص بدم که داستان چيه و اين تيکه هاي درهم برهم رو چطوري بهم بچسبونم. و اما کلا فيلم ظاهرا به نقد جو حاکم به سينماي ايرانه. اينکه چطور سرمايه دارها در روند اجراي فيلم دخالت ميکنن و بازيگرها چطور انتخاب ميشن و ... که صحت و سقمش به عهده کساني که تو اين زمينه کار ميکنن! و شايد اشاره به خود بيضايي بود که نميتونه با اين شرايط اون چيزي رو که دلش ميخواد بسازه و حتي بعضي ها ميگن اين آخرين فيلم بيضاييه. اما از اينها که بگذريم 2 نکته در فيلم بود که باز ميشه گفت به صورت ويژگي کارهاي بيضايي در اومده که من خيلي دوست ندارم. اول اينکه فيلم خيلي حالت تئاتر داشت چه در بازي چه در صحنه ها و زوايا و حرکت دوربين و طراحي صحنه و ... . حالا نميدونم شايد يه عده بگن اين خودش يه نوآوريه و نکته مثبتيه و ... ولي به نظر من سينما، سينماست و تئاتر، تئاتره!! (کاملا جمله واضحه ديگه!!!) حتي به نظرم اگر همين فيلم ميرفت رو صحنه تئاتر خيلي بهتر ميشد. و اما نکته دوم تفکريه که تو اکثر فيلمهاي بيضايي هست و من به شدت باهاش مخالفم و از اون بيشتر با پراکندن اين تفکر تو جامعه که البته تا حد زيادي انجام شده!! اونم تفکر اينکه تمام کارهاي ما توسط يه ناشناس دنبال ميشه و کسان ديگري هستن که سرنوشت ما رو مشخص ميکنن و تصميم ميگرن که ما چي کار کنيم!! اين که همه چيزه ما زير ذره بين اين آدمهاست و به محض اينکه بخوان هرکاري ميتونن با ما بکنن، تفکر وحشتناکيه که متاسفانه خيلي ها هم بهش دامن ميزنن.

اما شب قبل از ديدن فيلم بيضايي، يه فيلم ديدم به اسم Secrets and Lies که مايک لي کارگردانش بود. فيلم جديدي نيست. فکر کنم مال 10-12 سال پيشه. ولي فيلم خوبي بود. يه دليلي که از فيلم خوشم اومد به نظرم لهجه انگليسي فيلم بود. کلا با لهجه انگليسي ها خيلي حال ميکنم و وقتي کسي انگليسي رو با لهجه انگليسي حرف ميزنه به نظرم شيرين مياد. بازيگرها به خوبي نقششون رو بازي ميکنن و هيچ جا احساس نميکنين که يه چيزي عجيب غريبه! يه زندگي واقعي رو نشون ميده. و کلا يه نکته عالي در زندگي که خيلي وقتها چيزهايي رو به عنوان راز در خود نگه ميداريم يا دروغي ميگيم براي اينکه رابطه ها رو از بين نبريم و حفظشون کنيم در حالي که اين کمکي به محکم شدن رابطه نميکنه و برعکس رابطه وقتي محکم ميشه و شکل ميگيره که راز کمتري وجود داشته باشه و دروغ هاي کمتري گفته بشه. کاراکتر سينتيا توي اين فيلم به شدت تاثر آدم رو برميانگيزه. به هر حال فيلم خوبيه و ارزش ديدن داره.

+ نوشته شده در  شنبه 22 فروردین1388ساعت 17:33  توسط حنیف   |