پ.ن : دیشب حالم اصلا خوش نبود.شانس آوردم کسی بهم گیر نداد وگرنه هرچی دق و دلی داشتم سر اون بدبخت خالی میکردم.بعضی آدما انگار نمی دونن وقتی یه رابطه ای براشون مهمه باید برای اون رابطه زمان و انرژی بزارن وگرنه خیلی زود سرد میشه.حالا ما هم هنوز گرم نشده داریم سرد میشیم.
چند شب پیش فیلم ۲۰ انگشتی ساخته مانیا اکبری رو دیدم.خانم اکبری ظاهرا از کسانی بوده که با کیارستمی کار میکرده و در فیلم ۱۰ عباس کیارستمی دستیارش بوده.نمیدونم تحصیلاتش چیه و در این کار چقد سابقه داره فقط میدونم این که حالا چند سال با یه کارگردان بزرگ کار کنی دلیل نمیشه بری فیلم بسازی.اصلا چرا میگم فیلم!!! چون این هیچ شباهتی به یه فیلم نداره.انگار یه روز بری تو دفتر مشاوره ازدواج یا دفتر طلاق!! یا نهایتا مطب یه روانپزشک.آخه من نمیفهمم فیلمی که در طولش یک زن و شوهر راجع به نقطه نظراتشون با هم بحث میکنن چطور میتونه فیلم باشه! تازه من از اونا نیستم که بگم فیلم فقط باید تصویر باشه.به همین دلیل هم از فیلمهای تارکوفسکی سر در نمیارم.ولی آیا فیلم میتونه فقط دیالوگ باشه اونم از نوع افتضاحش!! در این فیلم در چهار اپیزود یک زن و شوهر باهم راجع به نکات مختلفی بحث میکنن.البته ظاهرا منظور کارگردان این بوده که در هر اپیزود زوجها متفاوتند.فقط معلوم نیست چطور تماشاگر باید با یکی بودن بازیگرها و اسمهاشون به این نتیجه برسه!! ضمنا دیالوگها به شدت تو ذوق میزنن.نکته خیلی منفی اینه که با توجه به نظرات طرفین و طبقه اجتماعی که میشه راجع به اونها حدث زد حرفهایی که میزنن و نوع بحثشون اصلا به هم نمیخوره.یعنی من بعید میدونم که این قشر انقدر بحثهای فلسفی بکنن.تازه این فیلمی که به دستم رسید اولش یه آقایی میاد به اسم امید جلیلی که من نمیدونم چی کاره است و انگلیسی شروع میکنه به معرفی فیلم و مانیا اکبری.نکته واقعا گریه دار اینه که یه صحنه ای از فیلم رو با فیلم رفقای خوب اسکورسیزی مقایسه میکنه!!! یعنی اینجا میخوای واقعا سرت رو بکوبی به دیوار.چطور میشه یه همچین فیلمی رو با با یکی از بهترین فیلمهای کارگردانی مقایسه کرد که دو برابر سن مانیا اکبری تجربه کار داره و یکی از بزرگترین کارگردانهای معاصر دنیاست! بعد هم خود خانم اکبری توضیح میدن که این فیلم تدوین در بازیها است. به نظرم اینکه یه زمانی با یه کارگردانی مثل کیارستمی کار میکنی دلیل نمیشه که فیلم خوبی بسازی و همه هم ازت تعریف و تمجید کنن.ولی نکته مثبت بازی دو بازیگر فیلم بود.البته یه چیزم هست اونم اینه که شاید اونقدر سطح فیلم بالا بوده که سواد ما نرسیده درکش کنیم!
+ نوشته شده در یکشنبه 23 تیر1387ساعت 13:22  توسط حنیف
|
هی دود، میدونی ...
خیلی باهات حال کردم.اولین باره که بهت اینو میگم چون تازه برای اولین بار ۲ روز پیش دیدمت.طرز لم دادنت روی مبل خیلی حال میده.بی خیالی یه آدم بی کار حتی موقعی که جونش در خطره.آخر عصبانیت چند تا فحش و بد و بیراه و کمی بالا بردن صدا.منم باهات موافقم که با همون لباسی که میخوابی میتونی بری خرید و مهمونی.اصلا کلا یه لباس داشته باشی که باهاش بری بولینگ و بقیه جاها.تازه مسلما این لباس نمیتونه یه دست کت شلوار جورجیو آرمانی باشه چون موقع خواب اذیتت میکنه.پس همون زیرپیرنی با یه شلوارک یا پیژامه انتخاب خوبیه.میدونی ... آدم باید مثل تو باشه که وقتی یکی داره رو قالیش میشاشه فقط بهش بگه لطفا این کار رو نکن.یا وقتی ماشینت که تنها دارایی باارزشته رو در حال سوختن میبینی به یه لعنت و نفرین بسنده کنی.موقعی که داری کتک میخوری در حالیکه لیوان مشروبت دستته و حتی ممکنه کشته بشی تنها دغدغه ات اینه که مشروبت نریزه و حروم نشه.تازه اونم وقتی که مشروبش شراب سفید روسی باشه.منم یه جورایی باهات احساس نزدیکی میکنم.مثل الان که کلی کار دارم و عین یه دود واقعی بی خیال نشستم و این مطلب رو مینویسم.آدم برای اینکه مثل تو یه دود واقعی باشه باید مثل تو هیچی نداشته باشه.میدونی ... وقتی چیزی نداری که از دست بدی چه چیزی میتونه عصبانیت کنه یا براش حرص بخوری یا اشک بریزی!!! آره دود، منم باهات موافقم.تو لوبوفسکی نیستی.تو یه دودی.یه دود خیلی خیلی بزرگ! منم فقط خواستم بگم دمت گرم.
خیلی باهات حال کردم.اولین باره که بهت اینو میگم چون تازه برای اولین بار ۲ روز پیش دیدمت.طرز لم دادنت روی مبل خیلی حال میده.بی خیالی یه آدم بی کار حتی موقعی که جونش در خطره.آخر عصبانیت چند تا فحش و بد و بیراه و کمی بالا بردن صدا.منم باهات موافقم که با همون لباسی که میخوابی میتونی بری خرید و مهمونی.اصلا کلا یه لباس داشته باشی که باهاش بری بولینگ و بقیه جاها.تازه مسلما این لباس نمیتونه یه دست کت شلوار جورجیو آرمانی باشه چون موقع خواب اذیتت میکنه.پس همون زیرپیرنی با یه شلوارک یا پیژامه انتخاب خوبیه.میدونی ... آدم باید مثل تو باشه که وقتی یکی داره رو قالیش میشاشه فقط بهش بگه لطفا این کار رو نکن.یا وقتی ماشینت که تنها دارایی باارزشته رو در حال سوختن میبینی به یه لعنت و نفرین بسنده کنی.موقعی که داری کتک میخوری در حالیکه لیوان مشروبت دستته و حتی ممکنه کشته بشی تنها دغدغه ات اینه که مشروبت نریزه و حروم نشه.تازه اونم وقتی که مشروبش شراب سفید روسی باشه.منم یه جورایی باهات احساس نزدیکی میکنم.مثل الان که کلی کار دارم و عین یه دود واقعی بی خیال نشستم و این مطلب رو مینویسم.آدم برای اینکه مثل تو یه دود واقعی باشه باید مثل تو هیچی نداشته باشه.میدونی ... وقتی چیزی نداری که از دست بدی چه چیزی میتونه عصبانیت کنه یا براش حرص بخوری یا اشک بریزی!!! آره دود، منم باهات موافقم.تو لوبوفسکی نیستی.تو یه دودی.یه دود خیلی خیلی بزرگ! منم فقط خواستم بگم دمت گرم.
پ.ن : سینمای امروز ما مدیون آدمهایی مثل برادران کوئن است.
+ نوشته شده در شنبه 8 تیر1387ساعت 11:5  توسط حنیف
|
با تحقیق و تفحص از آمار وبلاگ بنده حقیر به نتایج بسیار جالبی دست پیدا کردم :
اولا که این وبلاگ در روز به طور متوسط ۱۱ بازدید کننده داره.از این ۱۱ بازدید کننده ۲ تا ۳ بازدید کننده خودم هستم و ۱ تا ۲ نفر بازدید کننده از جاهای دیگر که دقیقا به منظور خواندن این وبلاگ اومدن دارم و باقی یعنی بیش از ۸۰ درصد بازدیدکنندگان از موتورهای جستجو به این وبلاگ رهسپار میشوند و نکته اینجاست که از این تعداد حدود ۹۰ درصد با جستجوی کلماتی مانند سکس با ... ، من ... دوست دارم، ...کلفت، ... تنگ، شونبول، شوشول و کلی ترکیبات دیگر با این کلمات به این وبلاگ رهنمون میشوند.و اگر در این فکرهستید که من سخت از این مسئله ناراحتم، در اشتباهید.چرا که الان من میتوانم ادعا کنم که کاملا آمادگی دارم تا آمار بازدیدکنندگان از سایت یا وبلاگ شما را بالا ببرم.یکی از حرفه های درآمد زا و کاملا تخصصی در زمینه وب همین بهینه سازی برای موتورهای جستجو است.بنابراین این کار را به ما بسپارید!!!
اولا که این وبلاگ در روز به طور متوسط ۱۱ بازدید کننده داره.از این ۱۱ بازدید کننده ۲ تا ۳ بازدید کننده خودم هستم و ۱ تا ۲ نفر بازدید کننده از جاهای دیگر که دقیقا به منظور خواندن این وبلاگ اومدن دارم و باقی یعنی بیش از ۸۰ درصد بازدیدکنندگان از موتورهای جستجو به این وبلاگ رهسپار میشوند و نکته اینجاست که از این تعداد حدود ۹۰ درصد با جستجوی کلماتی مانند سکس با ... ، من ... دوست دارم، ...کلفت، ... تنگ، شونبول، شوشول و کلی ترکیبات دیگر با این کلمات به این وبلاگ رهنمون میشوند.و اگر در این فکرهستید که من سخت از این مسئله ناراحتم، در اشتباهید.چرا که الان من میتوانم ادعا کنم که کاملا آمادگی دارم تا آمار بازدیدکنندگان از سایت یا وبلاگ شما را بالا ببرم.یکی از حرفه های درآمد زا و کاملا تخصصی در زمینه وب همین بهینه سازی برای موتورهای جستجو است.بنابراین این کار را به ما بسپارید!!!
پ.ن۱ : کلی کار دارم که طبق معمول زمانهایی که کلی کار دارم هیچ کدومش رو انجام نمیدم !!!
پ.ن۲ :جدیدا دچار کمبود حافظه شدم بنابراین روزی صدبار باید تکرار کنم ما فقط باهم دوستیم !!
پ.ن۳ :احمدی نژاد گران بودن مسکن رو انکار کرده و گفته هرکی خونه میخواد بیاد از آژانس املاک کوچه اونا بخره !
پ.ن۴ :تازگی ها با خودم بیش از پیش درگیرم.چون چیزایی برام آزاردهنده شده که یه زمانی یا بهش فکر نمیکردم یا برایم مهم نبوده یا اصلا معتقد بودم که درستش همون بوده !!
پ.ن۵ :از خدا میخوام که طول شبانه روز رو از ۲۴ به ۴۸ ساعت زیاد کنه و یه کاری کنه من شبا زود بخوابم و یه کاری کنه کارای عقب موندم تموم شه و به روز بشم !!
پ.ن۶ :این بود خلاصه ای از وضعیتم.
پ.ن۷ :ما صرفا با هم دوستیم و همین!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 6 تیر1387ساعت 12:24  توسط حنیف
|