تبليغاتX
بی فایده

بی فایده

-هی اون جا رو ببین ..!!
-چی؟ کجا رو میگی؟
-اونجا دیگه.پشت اون بوته ها یه جسد افتاده!! ببین چطور آش و لاشش کردن نامردا ...
-بذار ببینم چیزی معلوم نیست که ...
-خوب نگاه کن.
-آها دارم میبینم.آخ آخ ببین بستنیش آب شده ...
-!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 23:52  توسط حنیف   | 

من عاشق این شعر عمران صلاحی فقید هستم :

میایی بچه بشیم به آسمون نیگا کنیم؟
میایی قلبا رو مثل بادبادک هوا کنیم؟
میایی بچه بشیم پشت ستون سایه ها
یه جوری قایم بشیم همدیگرو صدا کنیم؟
میایی بچه بشیم رختامونو در بیاریم
بپریم با همدیگه تو حوض نور شنا کنیم؟
من میخوام یه جور بشه بغل کنیم همدیگرو
میایی بچه بشیم دروغکی دعوا کنیم؟
سکه خورشیدمون گم شد و ما فقیر شدیم
میایی با همدیگه مشتای ابرو وا کنیم؟
همه پنجره ها شیشه دارن، شیشه مات
بیا با همدیگه سنگ از تو کوچه پیدا کنیم!

+ نوشته شده در  سه شنبه 7 خرداد1387ساعت 13:2  توسط حنیف   |