پسر : (در حالی که از این پیشنهاد بدش هم نیومده ولی نمیخواد یک دفعه قبول کنه با کمی من من)راستش نمیدونم چی بگم...(بعد از چند ثانیه مکث) باشه بزار برم ساکم رو بردارم.
دختر خوشحال میشود.
دختر و پسر بالای چرخ وفلک بزرگ شهر در حالی که به غروب نگاه میکنند.
دختر : من و تو این بالا.. غروب آفتاب ...
پسر : چیه میخوای بوسم کنی؟؟ خب بیا ...
دختر در کنار پسر دراز کشیده و به آسمان نگاه میکنند.
پسر : میدونی، دوست دارم این شب آخر با هم سکس داشته باشیم!
دختر (در حالی که انگار از خداش بوده میپره روی پسر) : منم همین رو میخوام...
درحال بوسه زدن به همدیگر ناگهان پسر دختر را پس میزند و در حالی که ناراحت است میگوید:
میدونی چیه؟ شاید به نظرت احمقانه و بی منطق باشه ولی نمیخوام باهات سکس کنم.چون دیگه ممکنه نبینمت.نمیخوام مثل یه پسر آمریکایی باشم که یه شب تورش کردی و باهاش خوابیدی و فرداش هم رفتی دنبال کارت.بعد هم میری برای رفقات تعریف میکنی که آره تو یه روز مخ یه پسر آمریکایی رو زدم و باهاش خوابیدم.احساس حماقت میکنم.
پ.ن : این ورژن بی فایده فیلم قبل از طلوع بود که هفته پیش از شبکه GEM پخش شد!! جدا از شوخی خیلی از فیلم خوشم اومد.مخصوصا به تصویر کشیدن این که آدمها چقدر راحت به هم دل میبندند و چطور حتی با یک روز باهم بودن ترک کردن همدیگه براشون سخته.وقتی در صحنه شام روی کشتی از هم خداحافظی کردن با خودم میگفتم چه آدمهای با جنبه ای که خیلی راحت میتونن از هم بگذرن ولی صحنه پایانی فیلم نشون داد که نمیتونن این کار رو بکنن و در حقیقت فقط فیلم خداحافظی رو میتونن بازی کنن و واقعیت چیزه دیگریه.این به نظر من جزو نقاط قوت فیلم بود.این که اگر فکر میکنی خیلی به خودت مسلطی و با جنبه ای و از این تجارب زیاد داشتی و بر احساساست غلبه میکنی و میتونی فقط یه روز با کسی باشی که ازش خوشت میاد و بعد برای همیشه خداحافظی کنی نه تنها طبیعی نیست بلکه بهتره خودت رو به روانپزشک معرفی کنی تا درمانت کنه!
پ.ن : فکر میکنم این قضیه نگاه کردن به زن به عنوان موجودی برای تفریح و لذت بردن جنسی از اون، اونقدر در اعماق افکار بشر جا داره که حالا حالاها مونده که عوض شه.برای مثال توی همین فیلم دختر از داشتن سکس با پسر پشیمون میشه و بیان میکنه که نمیخواد پسره فکر کنه که یه شب اومده و با یه دختر پاریسی خوابیده و بعدشم رفته.سوال اینجاست که چرا برای پسر همچین فکری ایجاد نمیشه؟ که دختره ازش سواستفاده کرده و یک شب باهاش خوابیده و بعدم رفته؟!! مگر غیر از اینه که در یک رابطه جنسی هر دو طرف لذت میبرن و حتی بعضی ها معتقدن زن میتونه لذت بردنش بیشتر از مرد باشه؟ پس چرا همیشه احساس سواستفاده از طرف پسر هست و نه از طرف دختر؟ البته فکر میکنم جواب این هم مشخص باشه و اونهم بر میگرده به زمانهای قدیم و حتی تا حدودی همین الان که مردها در رابطه جنسی به زن به شکل یک دستگاه لذت بخشی نگاه میکردن و مهم نبوده که زن هم لذت میبره یا نه! زن وظیفه اش تر و خشک کردن مرد و بچه ها بوده و در راه توجیه این رفتار همیشه بهانه های مذهبی و فرهنگی و ... مثل اینکه عقل زن ناقصه و ... وجود داشته.خب همین پیشینه کافیه! و خب البته ظاهرا خانمها هم این رو پذیرفتن!!! فکر نمیکنم دختری حتی اگر از عشق کسی بمیره هم قدم اول رو پیش بزاره و با پسر مورد علاقه اش رابطه ای رو شروع کنه و در حالت خیلی نامتعارف تر (از نظر عرف و جامعه و مذهب ما ) دختری بخواد با پسری سکس داشته باشه و اون باشه که اولین پیشنهاد رو به پسر بده!
تصویر مقابل یک افسر پلیس آمریکایی رو در سال۱۹۲۲ نشون میده که در حال اندازه گرفتن طول مایوی خانم مورد نظره.طبق قوانین آن موقع کسی حق نداشته مایو یا لباسی بپوشه که ۶ اینچ از زانوش بیشتر بالا باشه.