تبليغاتX
بی فایده

بی فایده

او که بر مردم فرمان راند، نگران است؛
او که مردم بر او فرمان رانند اندوهگین.
از این رو، دانا آرزو دارد
که نه بر دیگران سلطه یابد
و نه دیگران بر او.
زندگی با خدای در تهیت بزرگ
تنها راه خالی از اندوه و پریشانی است.

اگر آدمی در حال گذر از پهنه ی رودی است
و زورق خالی با زورقش برخورد؛
هر قدر بد خلق باشد
خشمگین نخواهد شد
اما اگر کسی را در زورق دیگر بیند
بانگ برآرد : "زورقت را کنار بکش!"
و اگر نشنید، باز بانگ برآرد
و اگر دگر بار نشنید، دشنام دهد.
و همه بدین خاطر که آدمی درون زورق دیگر است.
اما اگر کسی در زورق دیگر نباشد
آشفته نخواهد شد و دشنام نخواهد داد.
اگر تو خالی کنی زورقت را
برای گذر از رود زندگی
هیچ کس بر تو بر نخواهد خاست.
کس در جست و جوی آزارت نخواهد بود
درخت راست، اولین درختی است که بریده میشود.
چشمه آب گوارا، اولین آبی ست که کشیده میشود.
اگر تو آرزو مندی خرد خویش بالابری
تا شرم آوری بر جاهلان
اگر خواهان شخصیت برتری
تا بدرخشی بیش از دیگران،
نوری گردت روشن شود
گویی خورشید و ماه را بلعیده ای
از خطر بر حذر نخواهی بود!

فرزانه ای گفت:
خود رضایی کردار ارزانی است
پیروزی آغاز شکست است و شهرت آغاز ننگ.
چه کسی توان دارد از بند پیروزی و شهرت رها شود،
فرو رود در میان آدمیان و غیب شود؟
به مانند خدا جاری در همه جا باشد و لیک به چشم نیاید.
بی نام و بی مکان،
چون زندگی، بزید.
ساده، بی هیچ نشانی بارز
در پیش سایرین چون ابلهی
بی رد و بی قدرت
بی موفقیت و بی شهرت
چون کسی را داور نیست
کس نیز او را داور نباشد
چنین است مرد بی آلایش
او که زورقش خالی است.



این کتاب بی فایده است
نوشته توماس مرتون
مترجم علیرضا تنکابنی

+ نوشته شده در  جمعه 30 فروردین1387ساعت 11:59  توسط حنیف   |