تبليغاتX
بی فایده

بی فایده

نتایج انتخابات از زاویه اصلاح طلبان:

به اطلاع مردم شریف و همیشه نیمه بیدار ایران میرسانیم که با پایان یافتن انتخابات مشخص شد که پیروزی کامل با ما بوده چرا که ما از کل 290 کرسی مجلس فقط در 100 کرسی میتوانستیم رقابت کنیم که از این 100 کرسی 35 نفر از کاندیدای ما رای آورده اند و 15 نفر هم به مرحله دوم راه پیدا کرده اند که حتما رای خواهند آورد.از 50 نفر دیگر هم تعداد 10 نفر مستقل هستند که اصلاح طلب حساب میشوند و ما برای اینکه به جناح اصولگرا پولیتیک بزنیم آنها رو در لیست خودمان نیاوردیم.از 40 نفر بقیه هم حدود 20 نفر از اصولگرایان متحد و طرفداران دولت هستند که به ما قول همکاری داده اند.20 نفر دیگر هم 10 نفرشان از اصولگرایان فراگیر هستند که منتقد دولت هستند و طبیعتا در مواقع لزوم با ما همسو میشوند و 10 نفر دیگر هم از هر جناحی و با هر طرز تفکری باشند جزو اصلاح طلبان میباشند.پس با این حساب مشخص است که ما در انتخابات 100 درصد پیروز شدیم.

از زاویه اصولگرایان متحد(طرفداران دولت):

با سلام و صلوات بر محمد و آل محمد(ص) به اطلاع مردم همیشه در صحنه وحامی دولت و حکومت میرساند که نتایج انتخابات نشان میدهد که مردم با رای دادن که کاندیداهای اصلح این جناح از اندیشه های دولت حمایت میکنند.با توجه به اینکه در کل بیشتر از 100 کرسی برای رقابت بین جناحها مختلف وجود نداشت پس لازم نیست ثابت کنیم که پیروزی از آن ما بوده.چرا که از قبل 190 کرسی برای ما درنظر گرفته شده بوده. و ما سعی کردیم تلاش خود را روی 100 کرسی باقی مانده متمرکز کنیم.از این 100 کرسی 35 کرسی برای اصلاح طلبان در نظر گرفتیم که با توجه به اینکه ظرفیتشان در استانهای دیگر غیر از تهران تکمیل شد در تهران نتوانستیم به آنها سهمیه ای بدهیم.از 65 کرسی باقی مانده که 40 تا از نمایندگانمان رای آورده اند و از 25 کرسی، 15 تا از اصول گرایان فراگیر هستند که به هر حال از طرفداران ما هستند و درمواقع لزوم با ما هم رای هستند.10 کرسی باقی مانده هم که مستقل هستند ولی در اصل به سمت ما گرایش دارند و اصولگرا محسوب میشنود.بنابراین میبینیم که ما در انتخابات 255 درصد پیروز شده ایم.

از زاویه اصولگرایان فراگیر:

به اطلاع ملت شهیدپرور ایران اسلامی و رهبر معظم انقلاب میرسانیم که پیروزی در انتخابات مجلس مسلما از آن ما بوده است.مردم بار دیگر نشان دادند که پشتیبان نظام جمهوری اسلامی و رهبر معظم هستند.از مجموع 290 کرسی که ما درآن رقابت میکردیم در 190 کرسی با برادر نسبی خود یعنی اصولگرایان متحد رقابت میکردیم که به هر حال هرکدام به مجلس راه میافتند فرقی نیمکرد و با همدیگر همکاری خواهیم کرد.در 100 کرسی که با بقیه جناحها مبارزه میکردیم حدود 45 کرسی را از آن خود کردیم و از 65 کرسی باقیمانده 35 کرسی از آن اصلاح طلبان شد که با توجه به اینکه ماهم در بعضی مواقع منتقد دولت هستیم میتوانیم روی رای آنها حساب کنیم.از 45 کرسی بعدی هم 10 کرسی متعلق به مستقل هاست که قول همکاری داده اند و از طرفداران ما محسوب میشوند و بقیه کرسی ها هم متعلق به جناح همکار اصولگرایان متحد است.بنابراین مشاهده میشود که از کل 490 کرسی مجلس هر 490 کرسی را از آن خود کرده ایم پس 80 درصد پیروز شده ایم.

از زاویه کاندیداهای مستقل:

با تشکر از مردم که ثابت کردند فارغ از هرگونه گرایش سیاسی و حزبی به فکر آینده کشور هستند به اطلاع میرساند که نتایج انتخابات نشان میدهد این بار نمایندگان مستقل پیروز انتخابات بوده اند.با توجه به اینکه ما از هیچ حمایتی چه از نظر مالی چه از نظر تشکیلاتی نداشتیم و کمتر شناخته شده بودیم و با توجه به اینکه از کل کرسی های مجلس 10 کرسی از آن خود کرده ایم و بنا به نظریه نسبیت کانچولوفسکی ثابت میشود که ما 100درصد در انتخابات پیروز بودیم و مانند این است که هر 290 کرسی مجلس متعلق به مستقل هاست.چرا که ما یا با اصلاح طلبان هم راییم که 100درصد در انتخابات پیروز شده اند یا با اصولگرایان متحد و یا اصولگرایان فراگیر که آنها هم 100 درصد در انتخابات پیروز شده اند.

 

پ.ن۱: خدا رو شکر ظاهرا این انتخابات بازنده ای نداشته!!
پ.ن۲:هیچ جوری تو کتم نمیره که در تهران هیچ کدوم از اصلاح طلبان رای نیاوردن.آمار و ارقام هم این مسئله رو تائید میکنه.ظاهرا کلا در تهران ۱میلیون و ۹۰۰ هزار رای داده شده که با توجه با رای ۸۰۰ هزار و خورده ایه حداد عادل(تازه اگر فرض کنیم که این رای درسته) نشون میده که حداقل نصف مردم به اصولگرایان رای دادن.حتی اگر باقی رای ها نصف رایها رو به بقیه جناحها داده باشن باز حداقل چند نفر از کاندیداهای معروف اصلاح طلبان باید رای آورده باشند!! به هر حال اگر اینا نتونن از رای خودشون دفاع کنن دور دوم عمرا رای بدم.

پ.ن۳: پیشاپیش عید همه خوانندگان و آشنایان و دوستان رو تبریک میگم.امیدوارم سالی پر از خوشی و سلامتی و موفقیت باشه.

+ نوشته شده در  سه شنبه 28 اسفند1386ساعت 13:14  توسط حنیف   | 

حالا که وبلاگم موضوع خاصی نداره یکم حرف جدی زدن هم عیب نداره !!
خواستم بگم من در انتخابات شرکت میکنم.
دلائل زیادی از خیلی ها شنیدم در مخالفت شرکت در انتخابات و تحریم انتخابات.دلائلی که سالهای قبل و در انتخابات قبل هم شنیدم.از قبیل : همه چیز از قبل معلومه و رای من و تو تاثیری نداره، به کی میخوای رای بدی اینا که همه رو رد کردن، رای دادن یعنی تائید این نظام، اینا مخوان که مردم برن رای بدن که خودشون رو توجیه کنن و ... .
اما راستش هم الان هم در مورد دوره های پیش کسی نتونست منو قانع کنه که رای ندادن بهتر از رای دادنه.الان هم قصد ندارم کسی رو تشویق کنم که بره رای بده یا نده.فقط میخوام بگم به چه دلایلی من رای میدم.اما دلایل من برای رای دادن:

  1. ما ملتی شدیم که مدام غر میزنیم و شکایت میکنیم ولی در موقعی که میتونیم کاری بکنیم نمیکنیم.من میگم انتخابات یکی از جاهایی که میتونیم نظرمون رو اعمال کنیم.کسانی که معتقدند نماینده ها از قبل مشخص شدن به نظرم رای خودشون رو دست کم میگیرن.من فکر میکنم وقتی کسی رای بالایی بیاره نمیشه کاریش کرد.همون طور که در انتخابات رئیس جمهور ۷۶ نتونستن کاری بکنن.ضمن اینکه به نظر من دوسال پیش احمدی نژاد ۱۷ میلیون رای نیاورد بلکه ۲۰ میلیونی که رای ندادن به همین دلائل بالا باعث شدن رئیس جمهور مشخص بشه.
  2. ممکنه خیلی از کسانی که بهتر از لیست های حال حاضر بودن حذف شده باشن ولی باز هم انتخاب بین بد و بدتر ویا بین بدتر و بدترین وجود داره.من به شخصه نمیتونم در تائید و رد صلاحیت ها اعمال نظر کنم ولی میتونم از بین همین ها انتخاب کنم.باز هم بد بهتر از بدتره!!
  3. فکر نمیکنم تعداد رای دهنده ها خیلی تاثیری در تبلیغات حکومت داشته باشه.چرا که تعداد رای دهنده های موافق نظام و دولت کم نیستن و همین کافیه.تنها اتفاقی که میوفته اینه که سر ما بی کلاه میمونه.در ضمن فکر نمیکنم اگر حتی تعداد رای دهندگان زیر ۱ میلیون!!! هم باشه فرقی ایجاد کنه و منجر به تغییراتی بشه.
  4. گذشته از زمانی که من یادم میاد(منظورم همین ۱۰،۱۵ سال اخیره) نشون داده که رای ندادن نه تنها سودی نداره بلکه ضرر هم داره.

به هر حال هرکس دلائلی داره برای شرکت کردن یا نکردن در انتخابات.این هم دلایل من بود!
در ضمن اگر میخواهید از لیست نامزدها و احزاب خبردار شین میتونین به آدرس زیر مراجعه کنین:
پایگاه اطلاع رسانی داوطلبان انتخابات مجلس شورای اسلامی

+ نوشته شده در  دوشنبه 20 اسفند1386ساعت 23:13  توسط حنیف   | 

دلیل اصلی اینکه کمتر مینویسم اینه که خودمم قاطی کردم که تو این وبلاگ چی میخوام و باید بنویسم.یعنی منظورم اینه که این جا روزمره ها رو بنویسم.طنز بنویسم.شعر بنویسم و از احساسات و یا ... . یعنی یه جورایی به نظرم نمیشه همه این ها رو با هم نوشت.خواننده باید بدونه برای خوندن چه چیزی میاد توی این وبلاگ.برای همین نوشتنش طول میکشه.مخصوصا از موقعی که سعی کردم نوشتن طنز رو تمرین کنم.و خب مشغولیت زندگی باعث میشه مایی که خیلی به طور جدی وبلاگ نمینویسیم این نوشتن رو هی بندازیم عقب.به هر حال برای اینکه خیلی هم بی مطلب نباشیم باید بگم که:

  1. متاسفانه خیلی از آدمها فکر میکنن که مراسم نامزدی و عقد و یا مهمانی هایی از این قبیل با مقدار و نوع شام و پذیرایی تعریف میشه.مثلا میگن نمیشه جوجه کباب نباشه یا ۳ نوع غذا کمه.این حرفها به نظر من فرقی با حرف کسی که اصرار داره تو مجلس شادی مشروب باشه که همه شاد بشن نداره.عزیز من مگه شادی به مشروب و جوجه کبابه!!؟؟ تو این مراسم چی مهمه ؟؟ این که این نامزدیه یا عقد و عروسی رو که همه میدونن لازم نیست با جوجه کباب بهشون ثابت کنیم که!!
  2. تاتر ملاقات با بانوی سالخورده آقای سمندریان رو دیدم.از نظر من که شاید تماشاچی آماتور تاتر هم نباشم خیلی کار خوبی نبود.با اینکه میدونم اکثر کارشناسان کلی تعریف کردن.یا همین محمد رحمانیان تو برنامه دیشب گفت تو این چند سال اخیر بهترین نمایشی بوده که دیده.ولی به نظر من مسائل زیادی داشت.مهمترینش این که موضوع به شدت کلیشه ای بود.ضمن اینکه انبوه بازیگران روی سن باعث میشد آدم تمرکزش روی کاراکترهای اصلی از بین بره.مخصوصا با اکشن هایی که بعضی ها نظیر جویدن آدامس نوکران بانوی سالخورده داشتن.به نظرم زمان نمایش خیلی طولانی بود مخصوصا که آنتراکت هم نداشت.نیم ساعت آخر همش تو فکر این بودم که زودتر تموم شه.در عین حال بازی های عالی داشت.بازی های عالی پیام دهکردی و گوهر خیراندیش و نقش معلم خیلی خوب بودن.
  3. علی سنتوری رو هم دیدم.البته نه به طور کامل.بلکه به صورت دور تند و باید بگم حتی اونقدر جذاب نبود که بخوام کامل نگاهش کنم.نمیدونم مهرجوئی با چه انگیزه ای این فیلم رو ساخته!به نظر من یک فیلم بسیار خوش ساخت فارسیه! یعنی اگر اکران میشد شاید از اخراجی ها هم بیشتر فروش میکرد.(این رو با توجه به فروش بالای فیلم فارسیها در سال گذشته میگم).کلیشه ای به تمام وجه.بازی گلشیفته فراهانی به نظرم نه تنها خوب نیست بلکه میشه گفت بده.مخصوصا تو صحنه دعوای اولش با بهرام رادان بعد از معتاد شدن بهرام رادان.هم تصنعی هم غلو شده.متاسفانه با نقشی که بهروز وثوقی در گوزنها بازی کرد دیگه کمتر بازیگری میتونه تو این نقش خوب باشه چون مدام با نقش قدرت مقایسه میشه.بنابراین بازی رادان با این که خوبه ولی در مقایسه با قدرت هیچه.
  4. فکر کنم من کلا از هنر و ادبیات هیچ نوفهمم.چون خیلی از کارهای اساتید رو در این زمینه نمیفهمم.مثلا جدیدا دارم یک سری نوشته های ابراهیم گلستان رو میخونم ولی راستش هیچ رقمه نمیتونم باهاشون ارتباط برقرار کنم و کلا خیلی از سبک نوشتنش خوشم نمیاد.یعنی خیلی جذبم نمیکنه و خیلی وقتها خسته ام میکنه.ولی چون به هر حال ابراهیم گلستانه سعی میکنم تمومش کنم.البته شایدم من داستانهای بدش رو انتخاب کردم.
  5. لذت زندگیمون شده خوردن.بعد انتظار دارم که رژیم هم بگیرم.خب چی کار میشه کرد؟ وقتی احساس تنهایی شدید میکنم میگم برم یه چیزی بخورم یه حالی بکنم.یه ساندویچی، پیتزایی یا ... .و خب خدا نکنه که این احساسات زیاد شه.دیگه هیچی!! و متاسفانه این با از تنهایی در اومدن تضاد داره.منظورم از تنهایی در اومدن ارتباط با جنس مخالفه وگرنه که از دوست پسر الحمد الله کم نداریم. و خب تضادش کجاست؟ این جا که یه خانم بعیده خوشش بیاد با یه پسر چاق رابطه داشته باشه اونم این نسل نسوانی که نمیدونم انگار همه با هم رژیم میگیرن و کلاس بدن سازی میرن!! درضمن احتمالا خوشش نمیاد که وقتی با هم میرین رستورانی یا کافی شاپی به جای اینکه حواست به اون باشه به غذا و نوشیدنیت فکر کنی و وقتی یه دفعه ازت نظر میخواد باید بگی ببخشید حواسم نبود داشتم با نوشابه ام حال میکردم میشه دوباره بگی و دعا کنی که نوشابه ات تموم شده باشه که وقتی دوباره تعریف میکنه بازم حواست پرت نشه!!
+ نوشته شده در  دوشنبه 13 اسفند1386ساعت 23:0  توسط حنیف   |