تبليغاتX
بی فایده

بی فایده

      از کلیه خانم های واجد شرایط ذیل جهت شرکت در مزایده ازدواج دعوت به عمل می آید:

  • قد بین 160 تا 170 سانتیمتر
  • موهای پرپشت
  • چشمان تیره ترجیحا سیاه ولی قهوه ای هم بلامانع است
  • اندامی متناسب(توضیح: نه نی قلیونی نه کدو حلوایی)
  • فاصله بین دو ابرو حداکثر 2 سانت
  • اندازه پا حداقل 37 و حداکثر 39
  • دندانهای مرتب ارتدنسی شده
  • خون o+
  • خوشبو
  • مودب و موقر
  • آشنایی کامل به غذاهای ایرانی و فرنگی و دسر
  • تسلط حداقل به سه زبان زنده دنیا
  • آخر اسم ساکن باشد
  • مطیع و فرمانبردار شوهر
  • نداشتی توقع از شوهر
  • حداکثر مدرک تحصیلی لیسانس
  • درآمد بالا
  • خانواده پولدار
  • خانواده داماد دوست
  • ماشین و خانه (خانه الزامیست ولی نداشتن ماشین اولویت را به عقب میندازد)
  • کد ملی رند
  • اعتقاد به اسلام
  • نداشتن عناد با جمهوری اسلامی ایران
  • نداشتن سوپیشینه  

مدارک لازم:

دو قطعه عکس سرتا پا تمام رخ

چک به مبلغ 500000 تومان جهت شرکت در مزایده

فتوکپی شناسنامه از صفحه انتخابات

 

شرکت کنندگان میتوانند مدارک خود را به آدرس این وبلاگ ارسال نمایند.بدیهی است مبلغ ذکر شده جهت شرکت در مزایده میباشد و بعد از مزایده قابل برگشت نمیباشد.حضور کلیه شرکت کنندگان در روز بازگشایی مدارک یعنی 29/12/87 لازم و ضروری است.

+ نوشته شده در  دوشنبه 31 اردیبهشت1386ساعت 12:58  توسط حنیف   | 

این قضیه مرد سالاری ریشه های کهنی داره که در زبان و ادبیات به خوبی مشخص میشه برای مثال به جملات زیر دقت کنید:

چرا میگیم "نمیخوای زن بگیری؟" یا "نمیخوای شوهر کنی؟" ولی نمیگیم "نمیخوای شوهر بگیری؟" یا "نمیخوای زن کنی؟"؟

چرا میگیم "مردم" و نمیگیم "زنم"؟

چرا میگیم "اگه مردی ..." یا " من نامردم اگه ..." ولی نمیگیم "اگه زنی ..." یا "من نازنم اگه..."؟

چرا شاعر میگه "زن باید خوشگل باشه سفید و کمی چاق" ولی نمیگه "مرد باید خوشگل باشه سفید و کمی چاق"؟

 با جایگزین کردن کلمه زن به جای مرد گام بزرگی در اشاعه فرهنگ زن سالاری برداریم!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه 25 اردیبهشت1386ساعت 14:9  توسط حنیف   | 

یکی از بدترین دردها اینه که اسگولیت مایه افتخار بعضی ها باشه!!!
+ نوشته شده در  یکشنبه 23 اردیبهشت1386ساعت 23:24  توسط حنیف   | 

اینجا دیگه لازم نیست از قبل ۶۰ بار تمرین کنم که چی بگم و تصور کنم که مخاطبم ممکنه چی بگه که من در جوابش چی بگم و هی استرس داشته باشم که یه چیزی بگه که من نفهمم!
اینجا وقتی تو خیابون یا تو ماشین یا هرجایی هستی لازم نیست دقت کنم تا بفهمم اونایی که دارن با هم حرف میزنن چی میگن!
اینجا وقتی میخوای از خط عابر پیاده رد شی باید مواظب باشی که به ماشین و سایر وسائل نقلیه نزنی.درحقیقت حق تقدم با وسائل نقلیه است.
اینجا ماشینت رو میتونی کنار جوب بشوری به شرطی که اگر از مرکز تابلوی شستشوی اتومبیل ممنوع خطی بر ماشینت عمود کنی از مرکز ثقل ماشینت رد بشه!
اینجا آدمهایی رو میبینی که به خاطر فشار زندگی به کوچکترین بهانه ای به هم میپرن.
اینجا خوانندگان وبلاگت به صفر میل میکنن چون خودتم دیگه چیزی به ذهنت نمیاد که بنویسی.
اینجا حتی دیگه همون دو تا میل رو هم ندارم چون همه میگن خب حنیف که تهرانه بهش زنگ میزنیم یا میریم میبینیمش.ولی خب خدا میدونه که ... .
اینجا ایران است بعد از ۹ ماه!

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 18 اردیبهشت1386ساعت 20:5  توسط حنیف   | 

اصلا کاری ندارم که نحوه پوشش جوانان ایرانی مناسبه،مناسب نیست،خلاف عفت عمومی هست،نیست؟

میخوام ببینم اینه شیوه برخورد با یک مسئله؟ این طوری مسئله پوشش جوانان حل میشه؟

اصلا تصمیم گیرندگان این نحوه برخورد نشستن ببینن دلیل این پوشش چیه؟ یا فقط به همون آمار خودشون(که من نمیدونم از کجا آوردن!) که 86 درصد مردم از وضع پوشش جوانان گله دارن بسنده کردن؟

با زور میشه همچین مسئله ای رو حل کرد؟آیا قبلا این برخوردها نتیجه بخش بوده؟

من کاری به خوبی وبدی این پوشش ها ندارم.چیزی که من میدونم اینه که بزرگترین دلیل انتخاب این لباسها و آرایشات قبل از هرچیز(حتی زیباشدن!)جلب توجهه که یک پدیده کاملا طبیعی و نرماله. من خودم که جوون تر بودم دوست داشتم توی خیابون که راه میرم یک جوری باشم که همه دخترها بهم نگاه کنن.یعنی اگر فکر میکردم که موهامو بلند کنم و ژل بزنم و هر تار مو رو به یک طرف هدایت کنم بیشتر جلب توجه میکنم این کار رو میکردم.فقط فرق من این بود که به زیبایی هم توجه میکردم.حتی همین الانش هم نمیتونم بگم دوست ندارم جلب توجه نکنم.فقط الان برام مهم نیست که دختری خوشش بیاد یا نیاد.یعنی دیگه برای جلب توجه کاری نمیکنم.حالا یکی ممکنه انقدر براش جلب توجه مهم باشه که اصلا به زیبایی فکر نکنه.من نمیدونم چطور مسئولان نمیشینن یک برنامه درست فرهنگی(نه نظامی) برای حل این مسئله پایه ریزی کنن.البته به زعم خودشون با طرحهایی مثل لباس ملی و … میخوان فرهنگ سازی کنن!

من نمیدونستم ما این همه نیروی انتظامی داریم!پس اون موقع که کرکسها طعمه هاشون رو از شلوغ ترین مناطق تهران میدزدیدن اینا کجا بودن؟اون موقع که خفاش شب توی تهران میچرخید کجا بودن یا اون موقع که سعید حنایی مشغول پاک سازی جامعه بود؟

آیا ضرر و زیان اقتصادی،اجتماعی،روانی و … این حوادث که گوشه کوچکی از اتفاقاتی که در ایران میوفته هستن، از بدحجابی دختران و بد پوششی پسران کمتره؟آیا این روزها که نیروی محترم انتظامی تمام توانش رو برای این مسئله بسیج کرده هیچ حادثه بدتری در سراسر ایران نمیوفته که به حضور این نیروها احتیاج باشه؟آیا بهتر نیست حل این مسئله به شیوه غیراز زور و تهدید انجام بشه؟

 

 پ.ن:تاحالا شده یه همچین طرحی با این سازماندهی و تعداد نیرو برای جمع آوری ساقی ها و دلالان مواد مخدر اجرا بشه؟

پ.ن: دو تن ازخوانندگان این وبلاگ گم شدن.از یابندگان تقاضا میشود آنها را در نزدیکترین صندوق پست بندازن.یکی «ت.ت» و اون یکی« یه نفر».

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 اردیبهشت1386ساعت 20:40  توسط حنیف   |