تبليغاتX
بی فایده

بی فایده

امروز برنامه خاصی ندارم.چون داداش اینا میان و با یکی از دوستهای داییم میریم دنبالشون.خیلی خوشحالم که بعد دو هفته یه عضوی از خونواده رو میبینم.مخصوصا که دریا هم هست.وقتی میرم داخل ترمینال همون موقع اونا میان بیرون.دریا تا منو میبینه میدوئه تو بغلم.خیلی کیف کردم.بعد اومدیم خونه.دیگه کار خاص دیگه ای نکردم.

پ.ن:نمیدونم چرا مردم اینجا با هم صحبت نمیکنن.یعنی من ندیدم که مثلا دو نفر که سوار مترو میشن با هم هم صحبت بشن در صورتیکه در ایران تو اتوبوس و تاکسی و غیره معمولا مردم یه جوری سر صحبتو وا میکنن.نمیدونم شاید اصلا برای اینکه با هم حرف نزنن هر کدوم یکی یه ام پی تری پلیر تو گوششونه.اینم ظاهرا یه پدیده همه گیره اینجا.یعنی اکثر کسانی که موبایل دارن یه mp3 پلیر هم بهشون آویزونه.خلاصه شنیدم که تو کانادا این جور مسائل بهتره.برا همینم فردا میرم کانادا.

پ.ن:همه داریم خونه رو ترک میکنیم.من که اومدم.داداشم اینا هم اومدن.خواهرم هم ۳ هفته دیگه میاد.میمونه داداش کوچیکم.این احساس بدی که نسبت به ترک ایران داشتم این روزا بیشتر شده.البته برادرم ۱ ماه داگه برمیگرده ولی اون داره کارای مهاجرت به کانادا رو درست میکنه که به کل بره.به عمه که نگاه میکنم که اونم هم بچه هاش گذاشتن و رفتن دلم میسوزه.برای بابا مامان خودم هم همینطور.گاهی فکر میکنم که چی؟مگه نمیشد بدون این تجربه زندگی در خارج تو ایران زندگی کرد.مگه نمیشه بدون فوق لیسانس زندگی کرد.مگه آدمایی با شرایط بدتر تر از من از خیلی جهات تو ایران زندگی نمیکنن.همینا باعث میشه که همیشه به فکر برگشت باشم نه موندن.

+ نوشته شده در  شنبه 31 تیر1385ساعت 19:52  توسط حنیف   | 

امروز میخواستم برم شانزه لیزه ولی شب چون خیلی دیر خوابیدم صبحم دیر بیدار شدم و فکر کردم که بعد از ظهر برم پاریس.ولی بعد از ظهر که شد دیدم حالشو ندارم برم براهمین موندم تو خونه.حالا چرا حالشو ندارم:
هر روز با کلی امید و آرزو که یه ایمیلی کامنتی چیزی از دوستان دریافت کنم میام پای کامپیوتر.ولی انگار به غیر از همونایی که مرتب برام مینویسن خبری نیست.نمیدونم اونا میفهمن که من اینجا دیگه امکان تلفن ندارم که اگه ازشون خبری نیست بهشون زنگ بزنم و احوالشون رو بپرسم و با همه گپ بزنیم.یادم میاد وقتی داشتم میومدم اکثرشون اعلام کردن که از طریق اینترنت در تماس خواهیم بود .گفتم شاید به قول یکی از دوستان مطالب وبلاگم انقدر شخصیه که نمیشه چیزی گفت(تعجب میکنم که چطور همونی که این حرفو زده برام کامنت میزاره ولی بقیه نه).برا همین گفتم شایر یه کم بهتر باشه مطالبمو عوض کنم.میدونم اگه راجع به مسائل سیاسی یا اجتماعی یا اقتصادی بینوسم خواننده بیشتری دارم.یا مثل گوسپندانه به احیای حقوق زنان بپردازم که حداقل به خاطر کل کل هم نظرات بیشتری ببینم.ولی دیدم نمیشه چون من این وبلاگو برای همین حرفای شخصی شروع کردم.بعد گفتم بزار قسمت نظر سنجی وبلاگو وردارم که حداقل بگم خودم ورش داشتم و همچین چیزی وجود نداره که کسی بخواد نظر بده.بعد گفتم گناه اونایی که مرتب برام کامنت میزارن چیه؟گفتم براشون میل بزنم شاید جواب میلامو بدن که به غیر از ۳ نفر بقیه جوابی ندادن.منم دلمو خوش میکنم که با این که ۶ روز از میل من میگذره هنوز میلشون رو چک نکردن.خودمو به این خوشنود میکنم که اینقدر سرشون شلوغه که نمیرسن میلشون رو چک کنن یا جواب بدن.چون میدونم انقدر معرفت دارن که وقتی بفهمن من چه قدر خوشحال میشم که نامه ای یا کامنتی ازشون ببینم از من دریغ نکنن.من نمیتونم از کسی توقعی داشته باشم چون جای اونا نیستم که بدونم چرا جواب نمیدن ولی میتونم بگم که تو این موقعیت خیلی و بی نهایت خوشحال میشم وقتی نظری یا میلی از کسی دریافت میکنم.

پ.ن:نمیدنم چه جوریه که هر موقع برا یه کاری عجله دارم وقت نمیگذره و وقتی وقت کم دارم مثل برق و باد میگذره.این قضیه تو تهران موقع سوار شدن به تاکسی کاملا بهم ثابت شده.موقعی که عجله نداشتم سوار تاکسی که میشدم راننده طوری میروند که اشهدمو میخوندم و بعد مجبور بودم الکی تو خیابونا بچرخم(زود میرسیدم محل مورد نظر) موقعی هم که عجله داشتم سوار که میشدم راننده در نهایت خونسردی میروند تازه اگه پنچر نمیکرد.حالا هرچی زودتر میخوام یک شنبه برسه که برم به سوی سرنوشت نمیدونم چرا نمیرسه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 تیر1385ساعت 19:5  توسط حنیف   | 

امروز رو تصمیم دارم به موزه لوور اختصاص بدم.چون هوا هم به شدت گرمه و فکر میکنم داخل موزه خنک باشه.تا میرسم به موزه ساعت ۱۱ و ۳۰ شده.بعد میرم بلیط بخرم.بلیط برای موزه ۸ و ۵ یورو و برای ساختمان ناپلئون هم همینطور و اگر جفتشو بخواین ۱۳ یورو میباشد.من چون شنیدم که خود موزه لوور کار یه روز نیست همون بلیط موزه رو میخرم.ولی شنیدن کی بود مانند دیدن.اونقدر بزرگه که فکرشم نمیشه کرد.بخشهای مختلفی داره.مثلا:نقاشهای فرانسوی،نقاشهای ایتالیایی،جهان قدیم،مجسمه های فرانسوی و غیره.از بخش مجسمه های فرانسوی شروع میکنم.بعضیا شون واقعا حالتهای قشنگی دارن.بعد وارد قسمت تاریخی و دنیای قدیم میشم.از همه جا هست.با خودم فکر میکنم این همه اشیا قدیمی و ارزشمند رو چه جوری جمع کردن.تو دلم به دزدا یاجهان گردانی که این اشیا رو از جاهای دیگه آوردن اینجا فحش میدم مخصوصا وقتی میرسم به سالن ایران.باورم نمیشه که این همه چیز فقط از ایران داشته باشن.حدود ۸ سالن فقط مربوط به ایران باستانه.وقتی ستون تخت جمشید با سر ستون اسب را میبینم بیشتر حرص میخورم.واقعا کی این جوری میراث مارو غارت کرده.اگر آثار بقیه کشورا رو از لوور جمع کنی از موزه چیزی باقی نمیمونه.جالب انجاست که در سالنهای ایران یه ویترینهایی روش نوشته lurestan که نمیدونم منظورش همون لرستان خودمونه یا نه.ولی اگر اون باشه که خیلی جالبه چون نشون میده که اون منطقه تمدن خیلی قدیمی داشته و الان چی داره.نقشه ایران دوره داریوش رو به دیوار زدن.با این که قبلا هم دیده بودم ولی باز هم تو کف عظمتش میمونم. راستی یه مطلبی که خیلی بعید بود از فرانسوی ها ،توضیحات مربوط به آثار فقط به زبان فرانسویه.البته بعدا میفهم برای اینه که بتونن پول بیشتری بگیرن.چون یه چیزی شبیه موبایل میتونی کرایه کنی که به اکثر زبانهای رایج هست و راجع به تمام قسمتهای موزه توضیح میده.خلاصه همین طور از این سالن به اون سالن میرم.یه اتفاق ناگوار هم میفته.باتری دوربین همین که میرسم به سالن ایران تموم میشه و متاسفانه فقط ۴،۵ تا عکس بیشتر نمیتونم از ایران بگیرم.نمیدونم چرا انقدر زود خسته شدم.شاید به خاطر گرمای خیلی زیاد باشه.یه کم استراحت میکنم.جمعیت زیادی اومده برای ویزیت موزه.میشه گفت بالای ۳۰ هزار نفر.خوشبختانه هوا توی موزه خوبه.کمی به نقشه نگاه میکنم و تصمیم میگیرم برم سمت قسمت هنرها ی جهان اسلام ببینم اونجا چه قدر از ایران غارت کردن.اونجا هم دو سه تا سالن از ایران هست که خیلی قشنگه از فرش بگیر تا نقاشی مظفر الدین شاه.یه قسمتی هم به اسم علوم هست که وسائلی که تو اون زمان دانشمندان استفاده میکردن به نمایش گذاشته بودن و اکثر این وسائل هم مربوط به ایران بود.بعد از اینجا میرم یه قسمتی که زیر ساختمان لوور و پایه هاش معلومه.راستی اینجا انقدر آثار باستانی هست که آدم کمتر به خود ساختمان لوور نگاه میکنی در صورتی که خود ساختمان انقدر قدیمی و زیبا هست که بدون موزه هم قادر به جذب این همه توریست هست.راستی یادم رفت بگم که تو قسمت ایران یه آثاری هم از چغازنبیل بود که کلی منو یاد برنامه مسافرتمون با بچه ها انداخت.چون یه کمی خسته شدم تصمیم میگیرم برم مونالیزا جونو ببینم و برگردم خونه.آخه گفتم اگه نبینمش ممکنه بهش بر بخوره که من تا اینجا اومدم و نرفتم یه سر پیشش.از رو راهنما جاشو پیدا میکنم و راه میفتم.نمیدونم من خنگم یا فرانسویا؟چون تو راهنما و خود ساختمون زده طبقه اول ولی من ۶۰ تا پله میرم بالا تا برسم به خانم.شاید منظورشون نسبت به طبقه سوم بوده!خلاصه میرسم به قسمت نقاشهای ایتالیایی.دیگه خیلی حوصله ندارم همه رو ببینم میرم فقط مونالیزا رو میبینم و برمیگردم.تابلوی مولیزا به تنهایی وسط یه دیوار بزرگ چوبی تو یه سالن که پر از نقاشیه قرار داره.انقدر جمعیت جلوی تابلو زیاده که خیلی نمیشه از نزدیک نگاش کرد.باهاش خداحافظی میکنم و بر میگردم.
میام خونه.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 تیر1385ساعت 2:27  توسط حنیف   | 

امروز میخوام برم پارک آندره سیتروئن و بعدشم برم شانزه لیزه.هوا به شدت گرمه.خوبی پارک سیتروئن اینه که اول خط مترو سوار میشم و آخرش پیاده میشم و احتیاجی به عوض کردن خط ندارم.بابام خیلی از این پارک تعریف کرده بود.وقتی میرسم به پارک بهش حق میدم.یعنی از نظر معماری که من خیلی سوادم نمیرسه ولی همین قدر فهمیدم که پارک فقط دو تا درخت و گل کنار هم گذاشتن نیست.میتونه طراحی داشته باشه.فضاهای مختلف.با اختلاف سطح های گوناگون.از نظر تنوع گیاهی هم خیلی غنیه.میشنم یه جا سیر سایه یه درخت و ساندویچ نون و پنیرمو میخورم.بعدشم یه موز میزنم تو رگ.بعد اینا هم که اساتید میدونن چی میچسبه.یه کم استراحت مکنم بعد تو پارک قدم میزنم.خیلی گرمه.انقدر که فکر نمیکنم بتونم برم تو شانزه لیزه قدم بزنم.برای همین تصمیم میگیرم برگردم.حدود یه ساعت با مترو تو راهم تا برسم خونه.امروزم اینجوری تموم شد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 28 تیر1385ساعت 2:52  توسط حنیف  

خب امروز ساعت ۷ بیدار میشم که اول وقت برسم سفارت کانادا.ساعت ۸و۳۰ باز میکنن.تا ریش میزنم و وسائلمو جمع میکنم یه کم طول میکشه.بالاخره حدود ساعت ۹ میرسم دم سفارت.صف مردم رو میبینم و منم وایمیستم تو صف.تپش قلبم زیاد شده.همش میترسم نکنه یه چیزی بگن که من نفهمم.خلاصه خودمو میسپارم به دست تقدیر.بعد از ۱ ساعت نوبتم میشه.وقتی تو صف بودم یه خانمی که مال سفارت بود میومد دونه دونه از همه سوال میکرد که مدارکشون آماده هست یا نه.به من هم که رسید گفتم همه چیز آمادست. بعد یه چیزی میپرسه که نمی فهمم و همینطوری میگم نه.بعد که مبلغ ۹۰ یورو رو میگه میفهمم که پرسیده پول به اندازه کافی دارم یا نه و چون منم گفته بودم نه میگه برین تهیه کنین.خلاصه میرم تو و مدارکمو تحویل میدم.یه شماره بهم میدن و با مدارک میفرستنم طبقه بالا.تا اینجاش که به خیر گذشته.بعد مدارکمو باز تحویل میدم و میگن منتظر باشین تا صداتون کنیم.میشنم.بعد نیم ساعات صدام میکنن برای پرداخت پول.۹۰ یورو میدم و باز منتظر میشم.حدود ساعت ۱۱و۳۰ شمارمو میخونن و رد عین ناباوری بدون هیچ پرسش و پاسخی اجازه تحصیلمو میدن به دستم و میگن خوش اومدی.خیلی حال داد.ولی یه مطلب هست اونم اینه که من حدود ۹۰ درصد دیالوگایی که بهم گفته میشه میفهمم و همین خیلی کمک میکنه.مثلا امروز من احتیاج به حرف زدن نداشتم ولی اگه حرفها رم نمیفهمیدم واویلا میشد.از سفارت که میام بیرون زنگ میزنم به اکبر که باهاش قرار بزارم برای کار بیمه.بر میگردم طرف خونه. چون محل بیمه نزدیک خونه داییمه.دعا میکنم که این کارمم حل شه که دیگه درگیری نداشته باشم.ولی متاسفانه این یکی نشد.باید منتظر باشم تا نامه بیمه که هفته پیش انجام دادم بیاد.
اکبر با همه شوخی میکنه.یعنی به همه یه چیزی میگه که بخندن یا خوششون بیاد.مثلا به خانمی که باهاش صحبت میکردیم(کارمند بیمه) میگه اینجا برای استخدام امتحان خوشگلی باید بدین؟چون همه کارمندای اینجا خوشگلن.این یکی از خصوصیات اصفهانیاست.شوخ و حاضر جواب.
بعد میریم یه قهوه مهمونم میکنه.با هم کمی حرف میزنیم.بیشتر از نوع سیاسی.آخه اکبر خیلی تو خط سیاسته یا بهتره بگم بوده.دلم براش میسوزه.دکترای نفت داره ولی همچین زندگی خوبی نداره.بعد از قهوه باهم خداحافظی میکنیم.من میرم خونه و اونم میره پاریس.دیگه امروز نمیرم پاریس.یکم بر نامه ریزی میکنم برای روزای باقی مونده در پاریس.شاید دم غروب برم لب آب.

پ.ن:امان از یاد آوری خاطرات.امان از این مغز که خیلی سریع با یه آهنگ آدمو میبره به خاطرات.امان از جان مریم.امان از جمعه بازار.امان از محمد نوری.

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 تیر1385ساعت 18:54  توسط حنیف   | 

امروز خونه موندم.کار خاصی انجام ندادم جز اینکه مدارکم رو برای گرفتن ویزای دانشجوئی آماده کردم.کلی تمرین کردم چیزایی رو که ممکنه ازم بپرسن.امیدوارم خیلی احتیاج به حرف زدن نداشته باشه.میدونم که حتی اگه نتونم حرف بزنم هم مشکلی نیست ولی نمیدونم چرا انگار کسر شانم میاد که فرانسه بلد نیستم.دعا کنید که به خیر بگذره.
ساعت ۸رفتم دور دریاچه یه دوری بزنم.خیلی شلوغ بود.یه جای خلوت گیر اوردم که بشینم.بعد فهمیدم که هر جایی الکی خلوت نیست.روم به دیوار گلاب به روتون یه زن و مرد داشتن با هم کشتی میگرفتن(یه موقع فکر بد نکنین).مزاحمشون نشدم و به راهم ادامه دادم.اینجا هم برو بچه جواد داره.یه عده سیاهپوست با موتور و تجهیزات جانبی اومدن از طبیعت لذت ببرن.تجهیزات جانبی یعنی یه ضبط عظیم با باند هایی که اندازه هیکل من بودن.موسیقی دلنواز رپ هم در حال پخش شدن بود. ازشون رد میشم و یه جامیشینم.بعد نیم ساعت برمیگردم خونه.
این آلبوم در شب سرد زمستانی خیلی حال میده.البته یه کم غمناکه مخصوصا که احمدی با اون صدای خستش دکلمه میکنه.موسیقی لاچینی خیلی خاطره بر انگیزه.آدمو میبره به قدیما.سالهای دانشگاه،دبیرستان،راهنمایی و قبل تر.محله دروازه شمرون.باقالی سیری ۵ زار که از ترس مامان و بابا تو توالت خورده میشد.فوتبال با بچه های محل.بخاری نفتی.پژو ۴۰۴.انگور حیاط.
میخوام برگردم به کودکی مثل حسین پناهی.ولی اونم میدونست که نمیشه.راستی الان یه چیزی به نظرم رسید نکنه الان حسین پناهی برگشته به دوران کودکیش؟

پ.ن:شاید بعضیها تعجب کنن که چرا وبلاگ من نظراتش کمه.برای توضیح باید بگم که:
میدونم خیلی از دوستان و آشنایان و فامیل اینجا رو میخونن ولی به غیر از ۲،۳ نفر بقیشون چون اکثرن تحصیلات بالای لیسانس دارن فقط بلدن بخونن و نمیتونن بنویسن.در ضمن با مشکل رماتیسم مفاصل مچ دست درگیرن و نوشتن براشون سخته.تازه چون اکثرشون از من خواستن که به نوشتن ادامه بدم معلومه که میخوان من باهاشون در ارتباط باشم ولی اونا نمیخوان با من در ارتباط باشن.

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 تیر1385ساعت 22:58  توسط حنیف   | 

Emrooz chon rooze tatile ba daiee jan hastam.bad az sarfe sobhane va dooshe sobhgahi va kami internet bazi baraie sarfe nahar mirim biroon.mirim hamoon restorani ke rooze aval raftim.zaheran patoghe daieem ina oonjast.iani chon khanoomesh mosaimoone fagaht too restoranaiee ghaza mikhoran ke gooshte halal daashte bashan.in restoran ham gooshte halal serve mikone va karkonanesh tunesi hastan.bad az nahar mirim too ie park mishinim.dokhtar daieem mosahebeh dare baraie kar.jalebe ke ie model dars khoondan too inja hast ke(nemidoonam hame joor dars va daneshgahi injoorie ia na)ke vaghti ghabool mishi baiad ie ja shoroo be kar koni va zaheran nesfe hafte ro kar mikoni va baghie daneshgah.kheili khoobe chon ham kar iad migiri ham mamoolan oonjaiee ke be onvane karamooz shoroo kardi paiane tahsilatet estekhdamet mikonan.kholase mirim ke dakhtar daieem ro beresoonim va montazeresh mishim ta bargarde.

Bad mirim tarafe roode sein ta ghaiegh savar shim.ie ja mashino park mikonim va sare rah ie cafe hast ke baraie toialet raftan majboor mishim beshinim va ie chizi bokhorim.

Savare ghaiegh mishim be in ghaiegha migan: bateau mouche.in ieki ham kheili bozorge 1000 nafar mitoone savar kone.ie fazaie roobaz balaie ghaiegh hast va ie mosaghaf paieen ke chon aftab shadide ma mirim paieen.ghaiegh rah miofte khanoome belit foroosh goft hodoode 1 saato 10 daghighe tool mikeshe.roie roode sein harekat mikone va dar morede polhaiee ke az ziresh rad mishim va asare bastani kenare rood mesle notre dame va borje ifel tozih mide(be France va englisi va italiaiee va almani).

Bad az hamoon modati ke khanoome gofte bood barmigardim.

Dige baghie rooz etefaghe khasi naioftad.

 

p.n:man ham mesle hame aslan az injoori neveshtan khosham nemiad vali chon tarkibe blogamam be ham rokhte vali majbooram chon hamoontori ke goftam bazi horoofe faarsi dar in keyboard vojood nadaran.mesle p,j .nemidoonam chi kar konam mishe ke farasi benevisam va harja be in horoof barkhordam engelisisho benevisam!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 تیر1385ساعت 12:55  توسط حنیف   | 

Emrooz 14 juil ast.iani jashne bozorge faransaviha.tasmim dashtam age az khab zood boland shodam beram meidane concorde ke marasem ro bebinam.amma chon shab e ghablesh khoob nakhabidam nashod va sobh dir az khab boland shodam.fagaht sari miram hamoom va jamo joor mikoanm ke beram manzele dakhtar daiee mamanam.hodoode 1 saat ba metro rahe.iekam too peida kardane adres dachare moshkel misham vali az oonja ke jooiande iabande ast peidash mikonam.dokhtar daiee madarm ba ie faransavi ezdevaj karde va alan 2 ta pesar daran.ieki 14 maheshe va oonieki nazdike 3 sal dare.vaghan bar akse oon chizaiee ke daieem az faransaviha mige kheili marde khoobie.mehraboon moadab va besiar ba shakhsiat va dar eine hal khaki.nahar ro ba oonha mikhoram.jaleb tarin nokte baram ravesh barkhordeshoon ba bachehashoone.kheili daghigh hame chi tahte contrôle.iani ghasashoon sare saat va khabeshoon sare saat.masalan age chizi bekhan baiad began lotfan va …. .

Bad az nahar va sarfe deser(chai va bastani)mirim biroon baraie picnic va ie jaie besiar ziba be esme versaille ke kakhe mari antioanet va lui 14 boode.kheili bozorge ham khode ghasr va ham mohavatash fekr konam age kasi bekhad dor ta dore mohavate dor bezane ie 2 saati tool bekeshe(ba mashin).vaghti miresim iekam mishinim va ie chizi mikhorim.mosighi classic az boland gooha pakhsh mishe va man ke faza gereftatam hamash montazeram khanoom mari ba lui va khadame va hashame az pelehaie ghasr bian paieen.ba oon damanei pof dar va kolahaie bozorg.aghaioon ham ba kolahgisaie talaiee va far khorde dame gooshashoon.

Bad az iekam neshestan mirim docharkhe keraie konim ke too mohavate begardim.kheili alie bad az modati docharkhe savar misham.mirim tarafe mazrae khanoome mari.soudabeh tozih mide ke in mazrae shakhsi khanoom boode chon bad az modati goftan ke az zendegi ashrafi khaste shodan va mikhan dastranje khodeshon ro bokhoran.vali ensafan mazrae kheili ghashangi dasht ba khoone haie dehati.rasti dar toozihe versaille baiad begam ke ghabl az sakhte inja padeshahane farance dar louvre zendegi mikardan.vali zaheran be khatere tars az koodeta va shooresh tasmim migiran ke be kharej shahre paris naghle makan konan.ke in etefagh be dastoore mari antionet va lui 14 miofte.va baraie inke tamame ashraf va sarmaie darane faransavi ro ke nofooz dashtan tahte solteie va moraghebate khodeshoon dashte bashan hamaro ba khodeshoon miaran be versaille(baraie inke azemate kakh ro befahmin).

Olivier va pesar bozorgashoon  zoodtar joda mishan ke beran ghaiegh keraie konan(ie estakhre kheili bozorg dare ke mishe toosh ghaiegh parooie savar shod).

Bad ma mirim docharkheharo tahvil midim va manam savare ghaiegh misham.fekr nemikardam paroo zadan enghadr tecnic dashte bashe va sakht.

Kholase emrooz ieki az roozaie khoobam dar paris bood va kheili khosh gozasht.

p.n :albome mahe aroos ba sedaie tarif va ahangsazi hamid motebasem ke ieki az doostan behem dade bood kheili ghashange.makhsoosan ahange leila khanoomesh.be kolie doosdarane moosighie sonati(ia sahiad folkloric) pishnahad mishe in albom ro bekharan.

+ نوشته شده در  یکشنبه 25 تیر1385ساعت 2:55  توسط حنیف   | 

Emrooz ghabl az raftan be paris miram markaze tejari baraie aks gereftan.chon baraie gereftan visaie daneshjooiee az Canada baiad 4 ta aks bedam.koli tamrin mikonam ke chi begam .vaghtai miram too akasi ghabl az inke kalamam monaghed beshe khanom akas manzooramo mifahme va mano rahnamaiee mikone.bad dar arze 1 daghighe aksam hazer mishe be gheimate 7 euro(4 ta akse digitali).

Rah moiftam tarafe metro be maghsade montmarte va sacré_couer .too metro ie siahpooste azam ie soali mikone ke hichi nemifahmam vali baraie inke kam naiaram behesh migam nemidonam(hala khoobe ke soalesh masalan too maiehaie shalvaret che rangie bashe).

Sacré_couer vaghan zibast.ie clisaie ghadimi va bozorg.rooie ie tape bana shode va az haiatesh mishe paris ro did(mesle bame tehran).paieen klisa ghabl az inke biam bala ie siahpoosti jelomo migire va shoroo mikone haarf zadan.azem miporse kojaiam.migam irani.ieho dad mizane :asalmo aleikom.khandam migire.fekr konam pool mikhad.ie joori mipichoonamesh.khoshbakhtane mesle inke bazdid az klisaha majanie pas miram dakhele klisa.aks andakhtan az dakhele klisa mamnooe.manam baraie inke shour va adabe irani ha ro zaie nakonam etaat mikonam.vali vaghan toosh ghashange.kash mishod aks begiram.naghashihaie rooie panjerha kheili ghashangan.ie orge azime ghadimi ham entehaie salon hasst.saghfesh ham ie nagahshi az isa hast.az klisa miam biroon miram tarafe montmarte.oonja ham kheili zibast.mesle ie dehate koochooloo mimoone.khoonehaie koochik khiaboonhaie barik por az maghazehaie rang varang vva kafehaie ghadimi.ieki az didanihash naghashaiee hastan ke soorat adama ro mikeshan.dame klisa ham boodan vali varede montmarte ke misham ie meidooni hast ke taghriban nazdike 40 ta naghash neshestan va naghashi mikeshan.ieki do tashon be man befarma mizanan vali man rad mikonam .vali alan pashimoonam chon fekr mikonam iadegari khoobi mishod.bad barmigardam too khiaboone asli.
ie ja gir miaram va mishinam sandevichi ke too khoone dorost kardam mikhoram va botri ab ham ke iekam iakhesh ab shode minoosham va bad rah mioftam.baz ie dokhtari jelomo migire va tond shoroo mikone harf zadan.faghat mifahmam ke male ie tahghighi chizie.behesh migam ke man kheili farance balad nistam.ozr khahi mikone va baham khodahafezi mikonim.miram too khiaboone pigalle.kole khiaboon ro tei mikonam vali zaheran bana be herfeie shaghelin in khaiboon dar rooz kheili ronaghi nadare.chon kheili soot va koor bood.entehaie khiaboon be ie klisaie ghadimi miresam.dakhelesh misham.inja ham ghashange vali mesle sacré_couer adamo nemigire.

Miram tarafe invalides.ta jaiee ke man fahmidam makane arteshe farance az zamane napeleon ia ghadimi tar boode.por az toophaie ghadimi sangi va ahanie.khaili jlebe ke roo ieki az in toopa be arabi ie chizaiee hak shode.ie klisa va chand ta mooze va ghabre napeleon ham injast.ke tebghe mamool hamshoon poolian va man dakheleshoon nemisham.too hamoon mohavate micharkham va aks migiram.selah haie ghadimi va jalebi too mohavate hastan.zaheran hanooz ham be onvane makani baraie artesh estefade mishe(ehtemalan estefadeie amoozeshi ia edari)chon nezami ziad be cheshm mikhoran.khob saat hodoode 3 bad az zohre va tasmim migiram bargardam khoone.ta beresam saat shode 4 ,30.
farda khooneie dokhtar daiee mamanam davatam.dar zemn 14 juil ham hast iani jashne bozorge faravsaviha.jak chirak farda dar meidane concorde sokhanrani mikone va rejehaie mokhtalefi bargozzar mishe.age sobh betoonam zood az khab boland sham miram va az nazdik mibinam.

+ نوشته شده در  جمعه 23 تیر1385ساعت 23:7  توسط حنیف   | 

emrooz chon shabe ghablesh kheili khoob nakhabidam sobh dir az khab boland shodam va tasmim gereftam ke emroozo bikhaile paris besham.
rafatam iekam too markaze tejari nazdice khoone gashtam.donbale kafshe varzeshi va shalvar gaashtam.akhe alan inja mogheie haraje.bazi ajnas ta 50 % takhfif mikhoran.vali bazam iekam bara man geroonan.nemidoonam chera inja heifam miad pool kharj konam.shaiad iran ke boodam hamin ghadr barai kafsh pool midadam vali inja zooram miad.
bad ie doore nesfe ham dore dariashe zadam va bargashtam khoone.
farda dobare miram paris.
p.n:in keyboarde kheili sakhte.asabe adam khoord mishe va zood khaste mikone.taze injoori neveshtanam hal nemide(pingilish).pas age ie modat blog tatil shod taajob nakonin.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 17:49  توسط حنیف   | 

Emrooz rafam paris.rooze ghabl ba dieem raftam metro ke ham rahesho iad begiram ham belit iek haftei bekharam ke har chi khastam betoonam too ie hafte metro va otoboos savar sham.paris shahre matroe.fagahat 14 khat metro dare(be gheir az anvae dige teranhash).taghriban jaiee nist ke nashe ba metro raft.rahro ha va toonelhaie pich dar pich ro baraie residan be maghsad baiad tei kard.ghabele tavajohe kasani ke mikhan pariso begardan :ghaimate in belit 16 euro mibashad.

Paris shahre cheraghhaie rahnama ham hast.sare har kooche va khiabooni ie cheragh rahnama hast.oonghadr ke asabe adam khoord mishe.masalan bazi jaha har 100 metr ie cheragh hast.

Bishtar az mashina ,motora tavajohamo jalb mikonan.motorhaie shik va jadid ba hajme motore bala.har chi deghat kardam khabari az CG gojeiee va baro bache javad ba shalvarae khomrei va kafshe W va joorabe adidas ghemez nadidam.nemidoonam baro bache javadie paris che motomri savaar mishan ?

Paris shahre cafe va teria ham hast.oonghadr cafe bahgale ham mibini ke be nazar miad har 5 khanevar too paris ie cafe bara khodeshoon daran.albate man hanooz jorat nakardam  varede ieki az in kafe ha besham.(age nemifahmin chera badan mifahmin).

Emrooz raftam operaie ghadimi paris.daieem enghadr mano az dozdaie inja tarsoonde ke jorat nemikonam doorbin az tookifam dar biaram va kifamo ba tamame vojood baghal mikonam.(albate hagh dasht chon vaghti varede istgahe metro opera shodim az bolangoo be mosaferin ekhtar dadan ke movazebe kifashon bashan)

Baraie bazdid az sakhteman baiad 8 euro bedim .bikhial misham va erja mikonam bara vaghti ke vazam toop shod.jamiate ziade toorist ha base mishe ke baz taasof bokhoram ke iran ba in hame jazabiathaie tooristi nemitoone az in sanate por daramad estefade kone.

Az oopera piade rah mioftam miram tarafe louvre.mooze louvre ham 3 shanbe ha tatile(shanse mane chon tanha jaiee ke gharar gozashte boodam beram hamin bood).gheimate blite mooze 8 euro va 4shanbeha va jomeha bad az saat 6 , 6 /5 euro mibashad.kami dar mohavate micharkham va aks migiram.bazam jorat nemikonam doorbino bedam ieki azam aks begire.(akhe doorbin ham male daieeme vagarna khiali nabood)

Bad rah mioftam tarafe notre dame.az rooie roodkhoone sein rad misham.kheili shebahati be zaiande rood nadare.enghadr amigh va pahn hast ke ghaieghhaie nesbatan bozorge tafrihi va tejari va …… toosh rafto amad konan.mesle zaiande rood ham atrafesh fazaie sabz nadare.hodoode 10 ,15 metri ham az sathe khiaboon paieentare.
be notre dame ke miresam jaie soozan andakhtan nist (por az toorist).azemate ajibi dare.iade goojposhte notre dame mioftam.baz ham be didian az biroon basande mikonam.nokteie jalebe dige in bood ke jeloie klisa chand nafar az azaie kelisa vaisadan va har kodoom be zabane mokhtalef baraie tooristha tarikhch notre dame ro tozih midan.englisi va almani va ie zaboone dige ka alan iadam nemiad ro man didam.aksaie ziadi gereftam.bad iekam mishinam va esterahat mikonam.teshnam mishe va miram ie botri ab bekharam.ghabele tavajohe doostan :ie botri abe nim litri ebtia kardam be samane 2 euro naghabel.alan hamoon botri ro gozashtam too frizer ke iakh bezane bara farda.

Az notre dame miram tarafe institue du monde arab ke babam azesh tarif karde bood.ie frooshgahe sanaie dasti az keshvarhaie arabi dare ke mibinam.oonja ham mooze hash pooli bood va tabagheie balash ham restoran bood ke bazam nemishe raft tarafesh.(be ghaimate botri ab tavajoh farmaieed)

Az oonja baz savare metro misham.miram tarafe ghabrestan e pere lachaise baraie sar zadan be farhad  va sadegh.nemidoonestam enghadr bozorge.enghadr khaste boodam ke halesho nadashtam begardam.fagaht dar hamoon mohavate voroodi charkhi mizanam va bar migardam.rasti famile farhad chi bood ?chon omran nemitoonam khodam peida konam va baiad beporsam.
chon kheili khaste shodam tasmim migiram bargardam.hodoode 4 saat piade ravi dar garmaie 39 daraje adamo khaste mikone.
p .n :dar shabe sarde zemestani ba sedaie noori ,shere nima,deklame ahamdi va moosighi lachini kheili nostalgi avare.
p.n :nemidoonam chera inke man be iade hame hastam tabir be afsordegi va inke man lezat nemibaram shode !

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 تیر1385ساعت 2:16  توسط حنیف   | 

rasti iadam raft dar morede bazi final benevisam chon marboot be rooze 3 vom mishe.
timaie morede alagham ke hazf shodan pas faghat chon inja boodam doost dashtam farance bebare ke bebinam inja chetori jash migairan?vali khob az tarafi ham chon ma dar hoomeie paris boodim va man age mikhastam beram paris baiad tanha miraftam(daieem kheili ahle in jangoolak bazia nist makhsoosan ke az farancaviha kheili khoshesh nemiad taze maram tarsoond)bad tarafdare italia shodam.
haiejane inja ba iran aslan ghabele moghaiese nist.tasavor mikaradam ke alan too iran che khabare?khoonamoon ke ehtemalan basate chips va pofak va mastmoosir va nooshabe.esfehan ham ke hatman baacheha dore ham jam shodan.che hali midad age oonja boodam.bade bazi hamash too  fekre teitre rooznamehaie varzeshi iran boodam:
vedae talkh zeidan,jam dar daste italia va .......
rasti 2 ta az shoar haie farancaviha ram iad gereftam:
zidane y va marquer(iani zeidan neshoon khahad dad,ia loritaresh zeidan gol khahad zad)
allez les blues(iani abiha(teame farance)beravaid,ia loritaresh hamle konid abiha)
ba vojoode bakht farance khiaboone chanze lise shologhe.mardom az teameshon razian va nokteie jaleb ke hame az zeidan hata ba tavajoh be harekate gheire varzeshish hemaiat karadan va doostesh daran.

rooze chaharom:
emrooz akbar oomad inja ke baham berim donbale karam.fekr nemikardam enghadr pir bashe.vali khob khosham oomad azesh.kheili rahat va khodemooni bood.avalin barkhorde rasmim ba farancaviha emrooz bood.ke etefaghan kheili khoob bood.akhe enghadr daieem az farancaviha bad gofte ke man hamash mitarsam ke ie gire alaki beham bedan.
be akbar goftam ke koli doost too esfeahan daram.oonam shoroo kard be tarif az esfehani ha too refaghat.chon bara man zahmat mikeshe va khodesh ham esfehanie va mosen ham hast nakhastam too zoghesh bezanam va begam hamashoon ham injoori nistan va hesabe rofaghaie man jodast.
bad az karemoon mikhastam beram paris ie charkhi bezanam ke chon khaste boodam va hava ham kheili garm va shargi bood pashimoon shodam va bar gashtam khoone.
montazere gozaresh haie badi man bashid.

p.n:khorshid vaghan dastet dard nakone.age zoodtar be fekre khodam mioftad midadam hame benevisan.roozi chand bar daftarche ro mikhoonam.tamame neveshtehasho.mérci beaucoup.

+ نوشته شده در  سه شنبه 20 تیر1385ساعت 1:51  توسط حنیف   | 

emrooz gharar bood dooste daieem (akbar)biad khoone daieem ke raje be karam bahash mashverat konim.amma mesle inke nemitoonest biad.in akbar agha esfehanie.too amrica va canada dars khoonde.hodoode 26 sale ke iran naioomade.bache khiaboon ateshgah esfehan.kheili doost daram bebinamesh.chon hes mikonam ke kenare esfahani ha hastam.bahash mitoonam dar morede esfahan sohbat konam.bad az 26 sal mikhad biad iran.vaghan nemitoonam tasavor konam che hesi dare?vaghti iraniaie inja ro mibinam khodamo jaie oona tasavor mikonam ke man ham mitoonam mesle ina basham ia na?(ghabele tavajohe ALI in harf be mani moondan dar inja nemibashad)
badaz zohr raftam kenare dariache nazdic khoone ghadam zadam.kheili ghashange(ba ejaze ali agha).va modam jomleie falgir dar zehnam mioomad:oonja ie rooz dar kenar ie roodkhooneh ia dariache rad mishi va iek hale va havaie kheili khoobi peida mikoni va tasmim migiri gozashtat ro faramosh koni va be aiande fekr koni.kaski azesh porside boodam manzooresh az faramoosh kardan chie?vali hatman manzooresh in boode ke ghoseie ghozashta ro nemikhori.
too chamanie kenare dariache chand gorooh footbal bazi mikardan.jaleb inja bood ke az masalan az 60 nafar faghat 4 ia5 nafar sefid poost boodan va baghie siah(be time meli farance negah konid)
koli varzeshkar ham doore dariache midavidand.khanoomha bikhial az gashte ansar va hesbollah va basij ba shalvarak va pirane iaghe rekabi midavidan.
avalin bahman koochik ham kenare dariashe roshan shod be iade hame doostan.
hala ke az iran kharej shodam mikham ke harche zoodtar beram pishe khaharam.

+ نوشته شده در  دوشنبه 19 تیر1385ساعت 16:49  توسط حنیف   | 

avalin sobhi ke dar paris bidar shodam.moghei ke dar foroodgah vared shodim avalin tafavoti ke be cheshmam khord zanane bedoone roosari va chador boodan va hamintor siahpoostan.va khoda ro shokr kardam ke too iran har chizi nemitooni bepooshi chon inja bazia engar az too rakhtekhab oomadan biroon.ie agha ro didam ke ba zirpirani va shalvarak oomade bood foroodgah esteghbale madaresh.
modam saatam ro ba iran moghaiese mikonam va tasavor mikonam ke har kasi alan dare chikar mikone.
baraie nahar raftim ie restoran ke arab boodan.bad ham ba mashin too shahre paris ie doore kamel zadim.migoftan ke aroos shahrhaie doniast vali man ta hala nadide boodam.vaghan shahre zibaieie.talfighi az sonat va modernite.ma faghat ba mashin dor zadim ta daieem jahaie ghashang va didani ro neshonam bede ke bad khodam biam bebinam.
jaie khooneie daieem ke ieki az hoome haie parise kheili ghashange.ie dariache masnooie ham do ghadami khoonashoon hast.emshab bad az bazi footbal be iade zaianderood miram labe ab.
che hali midad age hame inja boodan!

+ نوشته شده در  شنبه 17 تیر1385ساعت 21:54  توسط حنیف   | 

با عرض شرمندگی از انگلیسی نوشتن:
hanooz bavaram nashode ke irano tark kardam.
sobh saate 4 didam ieki sedam mizane.babam bood:
pasho baiad berim dir mishe.
ba cheshmaiee nime baz saato negah mikonam bad cheshmam be chaedoona ke miofte mifahmam ke dige khab nistam.vaghan daram miram.vaghan daram hamaro tark mikonam.jaie gerie nist.boland misham.
akharin negah be otagham.be khooneiee ke baieed midoonam ta bargashtanam salem bashe.
ba ebrahim khodahafezi mikonam.
ba sorat be taraf foroodgah miram.mikham zoodtar tamoom beshe.ghabl az inke 2 zareem biofte.
khodahafezi az maman va baba va baghie khoonevade.
vaghti maman gerie mikone va behem mige delesh baram tang mishe baz hamoon ehsas az khodam badam oomadan be soragham miad.
pejman oomad foroodgah.behem goft ie chizi begoo ghable raftan.goftam:
shoma deletoon baraie ie nafar tang mishe vali man delam baraie hame.

sedaie television ro mishnavam.seriale poaro dare pakhsh mishe.ahange avalesh baz mano iade khoone mindaze.mesle inke televisione farance ham ba man laje.

tamame in 2 sal ro ba sorate har che tamam tar tamoom mikonam.dar arze 1 rooz.pas farda shab dar kenare shoma khaham bood.
inja farance ast.sedaie mara az paris mikhoonid!

p.n:campiuter daieem ie moshkeli dare ke nemitoonam be gmail vared sham pas ta etelae sanavi be yahoo mail bezanid.
p.n:in binam kheili tablo minevise.ehtemalan faghat khaje hafez shirazi nemidooneh kie!
p.n:shoma mitoonin be farsi comment bedin.keyboard daieem faransavie iani chidemane horoofesh fargh dare,dar zemn bazi horoofe farsi ro nadare va jaie horoof ham moshakhas nist baraie hamin man pingilish minevisam.

+ نوشته شده در  جمعه 16 تیر1385ساعت 23:25  توسط حنیف   | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 تیر1385ساعت 11:57  توسط حنیف   | 

آغوشت را باز کن جهان اول، من دارم میام.فقط مواظب باش دارم بهت اخطار میدم که منو قورت ندی.آخه من میخوام برگردم.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 14 تیر1385ساعت 13:47  توسط حنیف   | 

پسر فکر میکرد که یه نفر باید پیداشه که از هرکجا میخواد باهاش حرف بزنه هر چی سکوت کرده با اون بریزه بیرون.آخه پسر خیلی عادت به حرف زدن نداشت.بعد یه مدت دید که یه دختری دوروبرش هست که به نظرش اومد میتونه هر حرفی میخواد باهاش بزنه.دختر رو دوست داشت.بعد با دختر از احساس اولیش شروع کرد.میخواست با دختر خیلی حرف بزنه ولی از بس حرف نزده بود نمیتونست تازه اون همیشه به حضور دختر هم راضی بود حتی اگر یک کلمه حرف هم نمیزد.به همین دیدارهای سکوت خوش بود ولی دختر داشت یواش یواش خسته میشد.پسر نفهمید از کی این خستگی رو دختر تحمل کرده تا زمانی که عنوان کرد.پسر باز هم از احساسش به دختر گفت که برعکس دختر تو این مدت علاقش به اون بیشتر شده شاید حتی به خاطر تفاوتهاشون.بعد پسر گیر کرد تو انتخاب راه.با بعضیا مشورت کرد.هر روز یه تصمیمی میگرفت.یه روز تصمیم میگرفت بی خیال شه،یه روز تصمیم میگرفت بچسبه بهش.تو این مدت خیلی حالش خوب نبود.این حال بد هم خودشو اذیت میکرد هم دختر رو و هم اطرافیانش رو.بالاخره بعد مدتی تصمیم گرفت که چی کار کنه.اون دیگه انقدر دختر رو دوست داشت که میخواست اون شاد باشه چه با پسر چه بی پسر.پس سعی کرد از اون حال وهوا در بیاد.البته یه کم طول کشید ولی شد.بعد دوستانش میگفتن که چی شده پسر اینجوری شده؟چرا حال و هواش عوض شده.ولی پسر چیزیش نبود فقط از اون حال و هوای شدید احساسی فاصله گرفته بود.فکر میکرد دختر هم همینو میخواد.حتی بعضی وقتها فکر میکرد دختر از اینکه پسر بهش بگه دوستش داره ناراحت میشه.پس تصمیم گرفت کاری نکنه که دختر ناراحت بشه.پسر هیچ وقت نمیخواد کسی رو اذیت کنه.پسر همیشه به آینده امیدواره.

نتیجه گیری وبلاگی:من فکر نمیکنم چی بنویسم.چیزی که به ذهنم میاد مینویسم.پس به من ربطی نداره که مطالب الانم با قبل از تصمیم ننوشتنم فرق فوکوله.فقط من از اون فضا خارج شدم.برای همینم دیگه شبیه اون نوشته ها به ذهنم نمیاد.(حالا شایدم بیاد کسی چه میدونه؟)
نتیجه گیری علت و معلولی:شما فقط یکی از علل تصمیم من راجع به ننوشتن رو میدونین که اتفاقا خیلی هم نسبت به بقیه مهم نیست.
نتیجه گیری سوالی:بالاخره من نفهمیدم که به کدوم ساز برقصم؟آیا؟

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 تیر1385ساعت 11:51  توسط حنیف   | 

کسی را که دوست میداری همه گونه حقی بر تو دارد
حتی حق اینکه دوستت نداشته باشد.

(یادم نیست از کیه؟)

+ نوشته شده در  دوشنبه 12 تیر1385ساعت 11:52  توسط حنیف   | 

شنیده بودم که متروی اصفهان قراره از چهار باغ رد بشه.کلی بحث و در گیری پیش اومد که این کار درسته یا نه.من همش فکر میکردم که خوب مترو قراره از زیر زمین بره و کاری به خود خیابون نداره.از موقعی که عملیات مترو شروع شد زیاد رفتم اصفهان ولی تا دفعه پیش خیلی دقت نکرده بودم.تازه دفعه پیش فاجعه بزرگ رو دیدم.در ختان بی پناه چهار باغ به خاطر ورودیها و خروجیهای مترو قطع شده اند.بعضیها نیم قرن عمر دارن.صحبت از پژمردن یک برگ نیست، وای!جنگل را بیابان میکنند.چهار باغ  یکی از سمبلهای زیبایی اصفهان با سالیان سال قدمت با درختانی که سایه خاطره های دورند داره خراب میشه.واقعا باعث تاسفه.یعنی واقعا هیچ جای دیگه ای نبود که این متروی لعنتی رد بشه.حتما باید زور بالا سرمون باشه تا قدر تاریخ و آثار خودمون رو بدونیم؟(مثل برج جهان نما که سازمان یونسکو به خاطر اینکه از میدان نقش جهان دیده میشد با تهدید خارج کردن میدان نقش جهان از لیست آثار باستانی تونست از بالا رفتنش جلوگیری کنه.)بعضی وقتها فکر میکنم که مدیران سطح بالای مملکت واقعا رو چه حسابی انتخاب میشن؟
+ نوشته شده در  یکشنبه 11 تیر1385ساعت 9:24  توسط حنیف   | 

تیم محبوبم،آرژانتین هم حذف شد.اونهم با یه بازی زیبا که فکر نمیکنم حقش باخت بود.در هر حال این هم جزو فوتبال یه تیم میبره و یه تیم میبازه.ولی میخوام بگم که مهم این نیست که کی میبره و کی میبازه.منم دوست داشتم ایران از گروهش صعود کنه.ولی مهمتر از همه اینه که باز هم بهونه ای داریم که دور هم جمع شیم.چیپس و پفک و تخمه بخوریم.همه یه صدا تیم ملی رو تشویق کنیم.با هم به هوا بپریم، جیغ بکشیم، اعصابمون خرد شه.آره مهم اینه که فارغ از قومیت و لهجه و سواد و طبقه اجتماعی و ...... همه برای برد تیم ملی یه صدا میشیم.واقعا چه پدیده و واقعه دیگه ای تونسته ملت ما رو این طور متحد کنه؟البته ای کاش برای خیلی از خواسته هامون هم میتونستیم این طور هم جهت بشیم.هر جا میری صحبت از فوتباله هر کسی برا خودش یه پا مفسره.ترکیب تیمها رو میچینن.به داوری ایراد میگیرن.به بازیکنا فحش میدن.شرط بندی میکنن.کرکری میخونن.به تعویضها گیر میدن و همین چیزاست که جام جهانی رو جذاب و زیبا میکنه تا جایی که کوفی عنان احساس حسادت میکنه.
پس زنده باد جام جهانی.

+ نوشته شده در  شنبه 10 تیر1385ساعت 10:53  توسط حنیف   | 

اگر روباه بودم مکار میشدم
اگر شتر بودم ابله
اگر گربه بودم نانجیب
اگر اسب بودم با وفا
اگر خروس بودم سحر خیز
اگر خرس بودم تنبل
اگر سگ بودم فرمانبردار
اگر شیر بودم سلطان
اگر سوسک بودم زشت
اگر طاووس بودم زیبا
اگر خر بودم حمال
اگر زالو بودم سوار
اگر مار بودم سمی
اگر پروانه بودم بی آزار
اگر یوزپلنگ بودم چابک
اگر کوالا بودم ساکن
اگر آفتاب پرست بودم چند رنگ
اگر عروس دریای بودم بیرنگ
اگر نهنگ بودم با عظمت
اگر پشه بودم له.

+ نوشته شده در  جمعه 9 تیر1385ساعت 16:43  توسط حنیف   | 

پسر خیلی دوست داشت فرق بین عشق و دوست داشتن رو بدونه.میخواست بدونه اصلا عشق چیه؟فکر کرد که کسی که عاشق میشه باید غمگین باشه.همش تو فکر باشه.خیلی دوستش داشته باشه.اگر نه شنید خودکشی کنه.همش پیله بشه.به هر قیمتی بخواد بهش برسه.پسر ناراحت بود.نمیدونست عاشق شده یا دوست داره؟چون هنوز نمیدونست که عشق چیه؟بعد از مدتی گه گیجه و فکر زیاد بالاخره فهمید.حالا پسر فکر میکنه که میدونه عشق یعنی چی؟پسر خوشحاله.داره کیف میکنه.
به نظرش عشق یعنی:گذشت از خود.عشق یعنی رها کردن.یعنی رها شدن.
پسرک عاشق شد.

+ نوشته شده در  جمعه 9 تیر1385ساعت 16:26  توسط حنیف   | 

خیلی احساس بدی دارم وقتی که میخوام وارد هتل بشم یکی در رو برام باز کنه.خوشبختانه خیلی وقته که درمسافرتها هتل نمیگیریم.ولی این سری که رفتم هتل عباسی باز هم همون احساس بهم دست داد.یعنی یه آدم کار دیگه ای نداره که در رو برای این و اون باز کنه؟وقتی که فکر میکنم فقط برای اینکه تونستم پول یه هتل ۵ ستاره رو بدم در رو برام دربون باز میکنه حالم بد میشه.مخصوصا وقتی سن دربون بیشتر باشه و وقتی که مسن باشه دیگه بدتر.انقدر بدم میاد که حتی از انعام دادن هم حالم بهم میخوره.بابا خوب من خودم دست دارم چرا یه انسان باید خودش رو انقدر بزرگ فرض کنه که در رو یکی دیگه براش باز کنه؟اگر به عنوان یه نظافتچی تو هتل کار کنه این احساس رو ندارم ولی نمیدونم چرا انقدر از در باز کردن برام بدم میاد.

+ نوشته شده در  جمعه 9 تیر1385ساعت 16:9  توسط حنیف   | 

اگر روزی بخوام یه هتل بسازم در ورودیشو اتوماتیک میزارم.

پ.ن:به سبک بعضی نوشته های گوسپندانه.حالا خودتون باید تفسیر کنین که من چیم؟ هتل کیه؟در هتل کجاست؟اتوماتیک به چه معنیه؟روز استعاره از چیزیه یا میشه شب هم باشه؟این جمله شوخیه؟جدیه؟گریه داره؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 تیر1385ساعت 11:54  توسط حنیف   | 

پ.ن:وقتی از اماکن قدیمی بازدید میکنم میرم تو تصور زمانی که تازه اینجا ساخته شده بوده و زندگی درش جریان داشته.مخصوصا تو ارگ بم زمانی که هنوز نریخته بود.
پ.ن:دو تا نصیحت به جوونا:1-سعی کنین افراد دو رو برتون رو به خاطر گذشتشون ملامت نکنین.مخصو صا اگه دوستشون دارین.میدونین چرا؟چون حتی اگر حق با شما باشه فقط تو فیلما میشه برگشت و گذشته رو درست کرد.امیدوارم که کسی هم این بلا رو سر شما نیاره.
2-از روی رفتار و گفتار همینطوری طرف مقابل هیچ برداشتی نسبت به دوست داشتن نکنین.چون دو حالت اتفاق میفته:1-یا واقعا اون دوستتون داره.2-یا دوستتون داره3-یا اصلا ربطی نداره و شما برای خودتون خواب و خیال کردین.که در تمام این حالات بهتره بزارین که این مسئله علنی اعلام بشه.چون اگه این نباشه ضد حال میخورین و اگر هم باشه همون موقع هم کلی حال میکنین.
پ.ن:وقتی که مختون کار نمیکنه.وقتی که میخواین فراموش کنین ولی باز میاد سراغتون.وقتی هر چی فکر میکنین باز در جا میزنین.بهترین کاری که میتونین بکنین خوابیدن.چون فقط تو خواب آدم به چیزی فکر نمیکنه.تازه اگر اونقدر وارد باشین که ناخودآگاتون تو خواب به اون چیزی برسه که تو واقعیت نمیرسین بهش که خیییییییییلی حال وده.
پ.ن:اینم برای مامانم ؛بهشت زیر پای مادران است یعنی:مادر هر جایی پاشو بزاره اونجا بهشت میشه.
پ.ن:دیگه میخوام هر چه زودتر برم.
پ.ن:دیگه حرفام نداره رنگی باسه تو من میخونم.
پ.ن:وقتی آدم حرفی برای گفتن نداشته باشه جفنگ میگه.شما همینو میخواین؟
پ.ن:فکر کنم وقتی برم اونقدر چیزای جدید و تجربه های جدید پیدا میکنم که حرف برای زدن داشته باشم برای همین هم گفتم صبر کنین تا از ایران برم.
پ.ن:عادت به حرف زدن نداشتم اونقدر که وقتی شروع به حرف زدن کردم گه زدم.تو این یکی دو ماه اخیر خیلی حرف زدم که چیز زیادی عایدم نشده پس چرا پس چررررا پس چچچچچرا سکوت نباشم؟
پ.ن:توضیح اول شروع این وبلاگ اینکه این مطالب ممکنه که یه لحظه از ذهن من بگذره و من میخوام همینو بنویسم پس ممکنه کاملا چرند باشه خودتون رو خیلی ناراحت نکنین.
پ.ن:بریونی با دوغ محلی خیلی حال میده به شرطی که بعدش یه جای سرد و ساکت برای یه خواب دبش داشته باشین البته بعد از خوردن یه چای داغ با لیمو تازه.
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 تیر1385ساعت 14:8  توسط حنیف   | 

+ نوشته شده در  یکشنبه 4 تیر1385ساعت 11:53  توسط حنیف   | 

خیلی خری.بازم یه حرفی زدی که موندی توش.مثل برگشتنت از اصفهان که هیچ وقت نتونستی اون موقعی که میگی برگردی.حداقل ۴ روز صبر میکردی.

اشکال نداره بزار همه فکر کنن من نمیتونم رو حرفم وایسم.آخه نمیدونستم انقدر دلم برای بی فایده تنگ میشه.آخه بی فایده تنها کسیه که میتونم هرچی دوست داشتم توش بنویسم.اون کاری نداره که گذشته من چی بوده.الان چی کارم.بعدا میخوام چی بشم.حتی هیچ حرفی هم به من نمیزنه. فکر کردم که این وبلاگ باعث میشه که ما کمتر با هم حرف بزنیم.بعد دیدم که اشکال از خودمه که نمیتونم حرف بزنم.پس بنویسم بهتره.به قول علی هرکسی یه عیبی داره.اینم یکی دیگه از عیبهای من.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 تیر1385ساعت 10:25  توسط حنیف   |